تبليغاتX
بشیر

درباره وبلاگ

السلام علیک ایها البشیر النذیر

]

110

 

 

سلام دوستان! بازم ایام شهادت حضرت علی (ع) رو خدمتتون تسلیت می گم.
این آخرین پست منه؛ آخرین پستی که تو مسابقه تولدی نو شرکت می کنه؛ البته باز هم تو این وبلاگ مطلب می نویسم ولی دیگه بعد از ماه مبارک (ان شاءالله)
این چند روزه، زیاد به روز کردم؛ دلیلش هم اینه که نیت کردم به نام نامی مولا علی 110 تا پست برای مسابقه تولدی نو داشته باشیم. سعی کردم از کیفیت کار کم نشه ولی اینکه چقدر مقبول شده، خدا می دونه.
اگه مطالب این وبلاگ خوب نبود، منو ببخشید؛ آخه دفعه اولمه که وبلاگ می نویسم. از شما به خاطر اینکه با تمام ضعف ها، به این وبلاگ سر می زدید، بدی هاشو تحمل می کردید و نظر می ذاشتید، ممنونم، ان شاء الله اجرتون با رسول خدا (ص).
فردا شب، شب قدره؛ خیلی برام دعا کنید. اینکه بتونم دوباره خونه خدا، حرم حضرت رسول (ص) و ائمه بقیع (ع) رو ببینم، به دعوت و قسمت بستگی داره؛ حالا حتما به دعاتون نیاز دارم که تو این شب ها برام نوشته بشه، چون خیلی دلتنگم؛ نوشتن این وبلاگ هم آتیش به جونم زد و دیوانگیم رو بیشتر کرد؛ حالا اگه به زودی های زود دوباره مشرف نشم، چه خاکی بر سرم بریزم!
دوستانی که تازه مشرف شدند و خیلی دلتنگ اند، حالشون رو درک می کنم، چون خودم هم این دوران داشتم، ولی در ضمن صبوری، باید یه نکته ای رو هم رعایت کنند؛ اینکه مواظب باشند نورشون رو از دست ندند. چون آدم که تازه از مکه اومده ( اینو برای کسایی می گم که به تازگی اولین عمره شون رو به جا آوردند، چون اونا که چند بار رفتند می دونن) یه نوری خاصی با خودش داره که به مرور زمان، بر اثر گناهان اون نور رو از دست میده، حالا مراقب باشید که این نور رو از دست ندید، چون تازه وقتی از دستش می دید می فهمید و اون موقع است که حسرت فراوون می خورید. به خاطر همین سعی کنید قید گناه رو بزنید، چون وقتی آدم می ره مکه، خیلی تا اوج میره که اگه خدای نکرده مرتکب گناه بشه، محکمتر از قبل می خوره زمین. چون سقوط از طبقه هفتم جراحات بیشتری به به همراه داره تا سقوط از طبقه اول.
ای حضرت بشیر (ص) - که جانم فدای تو- از اینکه اجازه دادید یه وبلاگ به اسم شما داشته باشم و بتونم علیرغم مشغله های فراوون، مطالبی در مورد شما، حرم غریبتون، شهر زیبا تون، همسر و فرزندان مطهرتون، دشمنان نا پاکتون و ... بنویسم، ازتون ممنوم و امیدوارم دوباره به زیارتتون نائل بشم، از من راضی باشید، در روز قیامت شفیع من باشید و توی اون دنیا، در جوار شما باشم نه در همسایگی دشمنانتون!
خدایا، یه بشیر برام بفرست که زیارت دوباره مدینه رو بهم بشارت بده و چشمانم رو به دیدن قبة الخضراء بینا کنه که آنگاه که بشیر آمد، پیراهن را بر صورتش افکند و او بینا گشت
فلما ان جاء البشیر القاه علی وجهه فارتد بصیرا

آخرین دعام اینه:

خدایا!

مکه

مدینه

نجف

کربلا

کاظمین

مشهد

سامرا

دمشق

قم

و...

قسمت ما کن.

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 23:59 توسط تسنیم |
یادِ روی تو

به کعبه رفتم و زآنجا، هوای کوی تو کردم
جمال کعبه تماشا ، به یاد روی تو کردم


شعار کعبه چو دیدم سیاه ، دست تمنا
دراز جانب شَعر سیاه موی تو کردم

چو حلقه درِ کعبه ، به صد نیاز گرفتم
دعای حلقه ی گیسوی مشکبوی تو کردم

نهاده خَلق ِ حرم ، سوی کعبه عبادت
من از میان همه، روی دل به سوی تو کردم

مرا به هیچ مقامی نبود غیر تو کامی
طواف و سعی که کردم به جست و جوی تو کردم

به موقف عرفات، ایستاده خلق دعا خوان
من از دعا لب خود بسته ، گفت و گوی تو کردم


فتاده اهل مِنی ، در پی مُنی و مقاصد
چو جامی از همه فارغ ، من آرزوی تو کردم

عبد الرحمن جامی

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 23:58 توسط تسنیم |
احادیثی درباره ثواب زیارت حضرت رسول (ص)

امام باقر (ع) فرمود: همانا به مردم امر شده که به سوی این سنگ ها بیایند (خانه کعبه) و دور آن بگردند سپس به نزد ما بیایند و ولایت خودشان را به ما خبر بدهند و یاری خود را به ما عرضه کنند.

عبدالله بن سنان: به امام صادق (ع) گفتم که ذریح حدیث شما را برایم گفته که فرموده اید منظور از "لیقضوا تفثهم" دیدار امام است و از "لیوفوا نذورهم" اعمال حج است؟ فرمود: ذریح راست گفته و توهم راست می گویی که برای قرآن ظاهر و باطنی است...

اما رضا (ع) فرمود: هر امامی عهد و پیمانی به گردن دوستان وشیعیان دارد و یکی از برنامه های وفا به آن عهد زیارت قبور آنان است. پس هر که از روی میل آنان را زیارت کند و آنچه گفته اند را تصدیق کند، امامان ایشان، در روز قیامت شفاعت کنندگان آنان هستند.

امام باقر (ع) فرمود: وقتی یکی از شما حج انجام داد آن را با زیارت ما تمام کند زیرا زیارت ما تمام کننده حج است.

معلّی بن ابی شهاب گوید که حسین بن علی (ع) به رسول خدا (ص) گفت: ای پدر! انکه تو را زیارت کند چه چیزی برای اوست؟ پیامبر (ص) فرمودند: هر که مرا در زنده بودن یا مردن زیارت کند یا اینکه پدرت را زیارت کند یا برادرت را زیارت کند یا تو را زیارت کند، وظیفه حق من است که او را در قیامت زیارت کنم و از گناهانش رهایی بدهم.

ابن ابی نجران به امام باقر (ع) گفت: هر که به زیارت رسول الله 0ص) برود چه نتیجه ای دارد؟ فرمود: بهشت.

امام صادق (ع) فرمود که رسول خدا (ص) فرمودند: هر که برای حج به مکه بیاید و مرا در مدینه زیارت نکند ... و هر که به زیارتم بیاید، شفاعت من برای او واجب می شود و هر که شفاعتم برای او واجب شود، بهشت برایش واجب می گردد. و هر که در یکی از دو حرم مکه یا مدینه بمیرد، مورد عرضه (محاکمه قیامت) قرار نمی گیرد و حساب از او نمی گیرند و هر که در راه خداوند عزّوجلّ بمیرد، روز قیامت با اصحاب بدر محشور می شود.

زید بن شحّام گفت: به امام صادق (ع) گفتم: چه چیزی است برای آنکه رسول خدا (ص) را زیارت کند؟ فرمود مانند کسی است که خدا را در بالای عرش او ، زیارت کرده باشد.

جمیل بن صالح نقل می کند که امام صادق فرمود: زیارت قبر رسول الله (ص) برابر است با حج نیکو با رسول خدا (ص).

پیامبر (ص) فرمودند: هر که مرا در زنده بودن یا بعد از مرگ زیارت کند، در روز قیامت همسایه من است.

پیامبر (ص) فرمودند: هر که قبر مرا بعد از مردن زیارت کند، مانند کسی است که در زنده بودنم به سویم آمده باشد؛ پس اگر نمی تواند، سلام به من بفرستد که به من می رسد.

پیامبر (ص) فرمودند: خداوند ملائکه گردش کننده ای دارد که در زمین سلام امت را به من می رسانند.

منبع: کتاب شریف وسائل الشیعه - شیخ حر عاملی.

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 23:57 توسط تسنیم |
احادیثی درباره حج

پیامبر (ص) فرمودند:

• حج، فقر و تهی دستی را از بین می برد.

• هر کس در رفتن حج چندان تعلل ورزد تا مرگش فرا رسد، خداوند او را در روز رستاخیز یهودی یا نصرانی بر می انگیزد.

• هر کس با مال حلال حج کند و بگوید: لبیک اللهم لبیک، خداوند به او می فرماید: لا لبیک و لا سعدیک، حَجّت از آن خودت باد.

امام علی (ع) فرمود:

• خداوند زیارت بیت الحرام خود را که قبله مردمانش کرد، بر شما واجب گردانید. آنان همانند چارپایان (که بر آب وارد شوند) به آنجا وارد می شوند و همچون کبوتران (که به آشیانه خود باز می گردند) مشتاقانه به آنجا روی می آورند. خداوند آن خانه را نشانه ای برای فروتنی مردمان در برابر عظمت خویش و اعتراف به قدرت و عزت خویش قرار داد.

• (در وصیت خود به هنگام شهادت) خدا را! خدا را! در حق خانه پروردگارتان، تا زنده اید آن را وامگذارید که اگر رها شود، مهلت داده نخواهید شد.

• هر کس حج را به سبب مشکل و نیازی دنیوی ترک کند، تا زمانی که حاجیان را نبیند (یعنی حاجیان از حج برگردند) نیاز و مشکلش بر طرف نشود.

• زائر حج و عمره میهمان خداست و خداوند به او آمرزش هدیه می کند.

• (ثواب) یک درهم هزینه کردن در حج، با هزار درهم برابری میکند.

• حج، جهاد هر ناتونی است.

امام سجاد (ع) فرمود:

• حج و عمره به جا آورید تا بدنهایتان سالم بماند و روزی ها (و درآمدهایتان) زیاد شود و ایمانتان استوار گردد و هزینه مردم و خانه خود را تامین کنید.

امام باقر (ع) فرمود:

• کسی که این خانه را زیارت می کند، اگر سه خصلت در او نباشد، ارزش ندارد: ورعی که او را از معاصی خداوند متعال باز دارد، حلمی که با آن خشمش را مهار کند، و خوشرفتاری با کسی که با وی همنشینی و مصحبت دارد.

• تمامیت حج، به ملاقات کردن با امام است.

• حج، آرامش بخش دل هاست.

امام صادق (ع) فرمود:

• این خانه ای است که خداوند خلق خود را به وسیله آن به پرستش واداشته تا با حضور در آن فرمانبری آنان را بیازماید. از این رو آنها را به بزرگداشت و زیارت آن تشویق فرموده و آن را جایگاه پیامبران و قبله نمازگزارانش کرده است. این خانهشاخه ای از رضوان و خشنودی خداوند است و راهی است که به آمرزش او می انجامد و بر بنیاد کمال، استوار و مرکز عظمت است.

• مردم امام خود را گم می کنند، ولی آن حضرت در موسم حج حاضر می شود و مردم را می بیند، اما آنها او را نمی بینند.

• هیچ جایی نزد خداوند متعال محبوب تر از مسعی نیست؛ زیرا که هر گردنکش و متکبری در آنجا خوار و ذلیل می شود.

• هر کس در راه رفتن به مکه یا برگشتن از آن بمیرد، روز قیامت از ترس و هراس بزرگ در امان باشد.

• ندیده ام که چیزی همانند مداومت بر زیارت این خانه، چنان سریع توانگری آورد و فقر را بزداید.

• هر کس در حال احرام بمیرد، خداوند او را لبیک گویان برمی انگیزد.

• هر کس سه بار حج به جا آورد، هرگز به فقر گرفتار نیاید.

امام رضا (ع) فرمود:

• از آن رو مردم به احرامم بستن فرمان داده شده اند که پیش از وارد شدن به حرم خدا و حوزه امنیت او دلهایشان خاشع گردد و به هیچ چیز از امور دنیا و زیورها و لذت های آن دل نبندند و در آن حال و وضعی که دارند، جدی و کوشا باشند و آهنگ او کنند و با تمام وجود، رو به سوی او آورند.

• اگر بپرسد: چرا فرمان حج داده شده است؟ در پاسخ گفته شود: علتش وارد شدن بر خداوند و طلب فزونی از اوست... به علاوه آگاه شدن از مسایل دینی و رساندن اخبار امامن به هر سو وناحیه.

منبع: کتاب گرانقدر میزان الحکمة – محمّد محمّدی ری شهری

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 23:56 توسط تسنیم |
ابهت نبوی

شاید با خودتون فکر کنید چرا وهابی ها که به حرم ائمه بقیع تعرض کردند، با گنبد و زیارت پیامبر (ص) کاری ندارند؟ اگه ساختن بارگاه برای شرکه، چرا بارگاه حضرت رسول (ص) از تخریب مصون مونده؟
من جواب این سوال رو دقیقا نمی دونم ولی یه چیزی برای گفتن دارم:
چند ساعت قبل از پروازمون به سمت مدینه منوره ، دوستم ز اومد خونمون و گفت: از یکی از دوستام شنیدم که: یه نفر می خواسته گنبد پیامبر (ص) رو خراب کنه، به خاطر همین یه شب می ره رو گنبد پیامبر، ولی تا اولین ضربه رو می زنه همون جا خشک می شه. فرداش که مامور ها صحنه رو می بینند و می رن طرفو از روی گنبد بردارند، متوجه می شن که اون فرد اصلا از گنبد جدا نمیشه. بعدش برای اینکه صحنه زشتی نباشه، یه پارچه سبز، رو اون انسان مسخ شده می اندازند. حالا اگه کسی به گنبد نگاه کنه، اون پارچه سبزه رو می بینه. ز ادامه داد: الآن که تو داری می ری، خوب به گنبد نگاه کن، ببین چنین چیزی رو می بینی یا نه.
وقتی رفتم مدینه، خیلی نگاه کردم ولی فقط یه پارچه کوچیک دیدم که بهش نمی اومد زیرش آدم باشه.

بعد از 2 سال، چند وقت پیش، تو یه سایت عربی، این تصویر رو دیدم و فهمیدم همون پارچه کوچیکه زیرش آدمه (احتمالا به خاطر بزرگ بودن گنبد، این خطای چشمی برام به وجود اومده که فکر کردم خیلی کوچیکه)

متن زیر ترجمه قسمتی از همون سایته:
معجزه پیامبر (ص) حتی بعد از وفاتش
جماعتی از افرادی که اعتقاد به تحریم ساختن بنا روی قبرها دارند، سعی در تخریب گنبد شریف نبوی داشتند. مردی شروع به بالا رفتن از قبة الخضراء کرد و با همان اولین ضربه ای که با چکش اش زد، مُرد و سوخت و به گنبد چسبید و هیچ کس نتوانست او را پایین آورد!...

معجزه حضرت رو می بینی. وقتی هم که جسد فرد اون بالا تو انظار عمومیه، دیگه کسی جرات فکر کردن به این رو نداره که حتی بخواد به تخریب گنبد فکر بکنه.

قربان ابهتت برم یا رسول الله!

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 23:55 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ مسجد الحرام

مسجد الحرام قبله‌گاه مسلمانان بعد از ماجرای تغییر قبله است و در شهر مکه در کشور عربستان سعودی قرار دارد. بر اساس تعلیمات اسلام هر انسان و موجود زنده‌ای که وارد آن شود ایمن است و نباید به او آسیب رساند

 وضع کنونی

هم اکنون مسجدالحرام بنایی است بسیار عظیم، که مساحت کل آن (با احتساب طبقات) ۳۵۶۸۰۰ متر مربع است و گنجایش یک میلیون نمازگزار را دارد. مسجدالحرام شامل سه طبقه است، که طبقه سوم یعنی بام آن محوطه بسیار وسیعی است. در وسط آن حیاطی به ابعاد تقریبی ۱۰۰×۱۵۰ متر وجود دارد، که کعبه در وسط آن حیاط است. حیاط مسجد از سایر نقاط آن پایین‌تر است.

مسجدالحرام دارای ۶۲ درب است. سه درب اصلی مسجد که از همه بزرگ‌تر و باشکوه‌تر هستند، با نامهای باب‌العمره، باب‌السلام و باب ملک عبدالعزیز شناخته می‌شوند.
صفا و مروه که در گذشته از مسجدالحرام جدا بودند، اکنون وصل به مسجد می‌باشند؛ به طوری که صفا در شمال شرقی کعبه قرار دارد. هفت مناره به ارتفاع ۹۲ متر، با قاعده ۷×۷ در اطراف مسجد قرار دارد، که یکی از مناره‌های که به صورت تک می‌باشد، بر فراز صفا قرار گرفته است. سرویس‌های بهداشتی در اطراف مسجد در اختیار زائرین قرار دارد تا قبل از ورود به حرم غسل زیارت انجام دهند.

مقام ابراهيم

مقام ابراهیم سنگی است در ابعاد 50×40 سانتی‌متر؛ که می‌گویند اثر پاهای ابراهیم بر روی آن پیداست. ولی چون روی آن را با طلا پوشانده‌اند، اکنون تنها دو فرو رفتگی بیضی شکل معلوم است و جای پا مشاهده نمی‌شود. این سنگ در محفظه‌ای از کریستال قرار دارد و روی آن قبه‌ای طلایی، به ارتفاع حدودا 3 متر وجود دارد. در گذشته سنگ مقام ابراهیم درون قبه‌ای بود؛ که عکس آن در کتب قدیمی موجود است. ولی در سال 1385 ه.ق دولت سعودی آن را خراب کرد و محفظه جدید ساخت و به این ترتیب 5 متر بر محدوده طواف اضافه شد.
تا زمان پیامبر مقام ابراهیم به کعبه وصل بود. و در کنار درب کعبه قرار داشت. ولی آنچه از روایات شیعه و سنی برمی‌آید آن است که، عمر خلیفه دوم آن را به مکان کنونی منتقل کرد، که مورد اعتراض ائمه اطهار قرار گرفت. حتی هنگامی که امیرالمومنین بدعت‌های عمر را می‌شمرد، از انتقال مقام ابراهیم به عنوان اولین بدعت عمر نام برد. در فضیلت این سنگ همین بس که ائمه اطهار فرمودنده‌اند که، بهترین سرزمینها بین مقام و رکن حجرالاسود است و در روایات زیادی آمده است که، امام عصر (عج) به هنگام ظهور، بین مقام و رکن حجرالاسود می‌ایستد و دعوت خویش را اعلام می‌کند. سنگ اصلی که گفته می‌شود سفید رنگ و درخشان است، در زیر روکش طلایی است و به هیچ وجه قابل رویت نیست.

حجر اسماعيل

پس از آنکه خانه کعبه ساخته شد، اسماعیل در کنار آن خانه‌ای برای خود و مادرش ساخت، که همان حجر اسماعیل است. این محل به وسیله نیم‌دایره‌ای، که از دو طرف به رکن عراقی و شامی ‌می‌رسد و در شمال کعبه قرار دارد مشخص شده است. ارتفاع این نیم دایره، حدودا 30/1 متر است. بر طبق روایات، حجر اسماعیل مدفن هاجر، اسماعیل (بین ناودان و رکن شامی)، دختران اسماعیل (نزدیک رکن شامی) و تعداد زیادی از پیامبران الهی است.
می‌گویند چون هاجر از دنیا رفت، اسماعیل 20 سال بیشتر نداشت و او را در حجر دفن کرد و دور آن دیواری کشید تا قبر او پایمال نشود. حجر را قسمتی از کعبه می‌دانند و لذا بر طبق روایتی که از رسول خدا نقل شده است، نماز خواندن در حجر اسماعیل مانند نماز خواندن در کعبه است. در روایاتی که از ائمه اطهار نقل شده است، نماز خواندن در حجر مورد تاکید قرار گرفته و حجر اسماعیل پس از حطیم (فاصله حجرالاسود و درب کعبه) و مقام ابراهیم، بهترین محل برای نماز خواندن است. حضرت صادق (ع) در حجر اسماعیل، زیر ناودان کعبه نماز می‌خواندند؛ چون علت را پرسیدند، گفت: اینجا محل نماز شبر و شبیر، فرزندان هارون (برادر حضرت موسی) است.
درباره دفن حضرت اسماعیل در حجر، جای هیچ بحثی نیست و او از معدود پیامبرانی است که محل دفن او کاملاً مشخص است. در کتاب اخبار مکه آمده است: هنگامی که ابن زبیر کعبه را بازسازی می‌کرد، در حین حفاری حجر، به سنگ سبزی برخورد کردند، که هیچ یک از قریش نمی‌دانستند آن چیست. عبدالله بن صفوان به ابن زبیر گفت، که این سنگ را تکان مده، که قبر اسماعیل است و ابن زبیر چنان کرد. امروزه در ایام حج تمتع و ماه رمضان، حجر اسماعیل محلی کاملاً شلوغ است. ولی در ایام عمره، برای نماز خواندن در آن راحتی جا پیدا می‌شود. البته هر چه به کعبه نزدیکتر باشد شلوغ‌تر است و قسمت عقب حجر به نماز خواندن زنان اختصاص دارد.

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 23:53 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ مکه

مکه یکی از شهرهای تاریخی عربستان سعودی است و بخاطر قرار داشتن کعبه در آن قبله مسلمانان است.
شهر مکه در فاصله ۸۰ کیلومتری دریای سرخ واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا، ۳۳۰ متر است. به خاطر اتوبانی که اکنون ساخته شده، تا بندر جده تنها ۶۰ کیلومتر فاصله دارد و از طریق بزرگراه هجرت، ۴۲۵ کیلومتر با مدینه فاصله دارد.
مسلمانان معتقدند پس از آنکه به اذن خداوند چشمه زمزم زیر پای اسماعیل جوشید و در آن منطقه آب یافت شد، مردم در آنجا ساکن شدند و شهر مکه به وجود آمد و نیز ابراهیم به فرمان خدایش کعبه را ساخت بنابراین روایت که تنها و توانمندترین روایت در مورد بنیان گذاری مکه و کعبه است می توان نتیجه گرفت که بنیان گذار این شهر ابراهیم از پیامبران خدا بوده است.


واژه مکه معرب واژه مهگه پارسی و به معنی جایگاه ماه است.
این شهر در میان کوههای کوچک سنگی واقع شده‌است به طوری که اطراف مسجدالحرام را خانه‌ها و هتلهایی فرا گرفته، که بر فراز این تپه‌های سنگی واقع شده‌اند. برای سهولت رفت و آمد، تونلهای زیادی برای عبور ماشینها در نظر گرفته‌اند، که مسافت‌ها را بسیار کاهش می‌دهد.
مکه در میان کوهها واقع شده، فاصله بین دو کوه را اعراب شعب می‌گویند معروفترین آنها شعب علی یا شعب ابی‌طالب است، که اکنون در میان محوطه باز جلوی صفا و مروه قرار دارد و اثری از آن نیست.
برفراز کوه ابوقبیس، که در گذشته مساجد و اماکن زیارتی زیادی برفراز آن بود و گفته می‌شود قبر چند تن از پیامبران الهی در آنجاست، اکنون قصری بسیار مجلل ساخته شده، که به قصر الضیافه مشهور است و محل پذیرایی از میهمانان خارجی می‌باشد. این قصر مشرف بر مسجد الحرام است.
آب و هوای مکه گرم و کمی مرطوب‌تر از مدینه‌است.
مزار ابوطالب و خدیجه، اکنون در قبرستان ابوطالب، زیر پل حجون قراردارد. در این محدوده در سال ۱۳۶۶ زائرین ایرانی که مراسم برائت از مشرکین را اجرا می‌کردند مورد حمله نظامیان سعودی قرار گرفتند و عده زیادی از آنان کشته و مجروح شدند.

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 23:35 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ آشنایی مختصر با شهر مدینه و ستون های مسجد النبی (ص)

یثرب، مدینه یا مدینة النبی، شهری است در ناحیه تاریخی حجاز در کشور عربستان سعودی، این شهر پس از هجرت پیامبر اسلام، به مدینة‌النبی(شهر پیامبر) معروف شد، در اولین شب ربیع الاول سال ۱۴ بعثت، «محمد» به «یثرب» مهاجرت نمود و سرآغاز تاریخ مسلمانان(تاریخ هجری)، از همان سال می‌باشد.
مسجدالنبی، مسجد قباء و مسجد ذوقبلتین در این شهر قرار دارند. مدینه امروزه از شهرهای مقدس مسلمانان به‌شمار می‌آید.
فاصله مدینه تا مکه حدود ۴۲۰ کیلومتر است.


در مسجد پیامبر در مدینه، ستون های معروفی وجود دارد به نام های:

  • ستون حنانه
  • ستون توبه
  • ستون محرس
  • ستون محلقه
  • ستون وفود

در ذیل توضیحاتی مختصر درباره آنها داده می شود:
ستون حنانه: نام یکی از ستون‌های مسجد النبی می‌باشد. پیامبر خدا هنگام سخنرانی به درختی كه كنار محراب بود تكيه می‌دادند و از آن به عنوان منبر استفاده می‌كردند
ستون محرس، حرس يا ستون علی ابن ابي طالب: نام یکی از ستون‌های مسجد النبی می‌باشد. علی در كنار این ستون می‌ايستاد و از پیامبر اسلام محافظت می‌كرد.
ستون محلقه نام یکی از ستون‌های مسجد النبی می‌باشد. نزدیک محراب فعلی بوده و برای معطر كردن فضای مسجد عود بر آن مي سوزاندند.
ستون وفود نام یکی از ستون‌های مسجد النبی می‌باشد. كنار این ستون محل ديدار پیامبر اسلام با گروهها و قبايل و هیئت‌های اعزامی از ساير بلاد بوده است.
ستون توبه (اسطوانةالتوبه، معروف به ابولبابه): نام یکی از ستون‌های مسجد النبی می‌باشد. این ستون محلی است كه توبه ابولبابه كه به مسلمانان و پیامبر خیانت كرده بود با استغاثه بخشیده شد.

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 22:15 توسط تسنیم |
بنی امیه، آزمایشی برای مسلمانان

اینا رو می شناسید؟

 

روایته که پیامبر(ص) در خواب می بینند که بوزینه ها (همین حیوون بالاییا) از منبرشون بالا میرند![چِندش آوره:جونورایی به این کثیفی و زشتی کجا و منبر پاک و مطهر پیامبرعزیزمون(ص) کجا؟]

در سوره اسراء آیه60داریم:

و اذ  قلنا لک انّ ربک احاط بالناس و ما جعلنا الرويا اللتی  اريناک  الا  فتنة  للناس و الشجرة  الملعونة  فی القرآن و  نخوفهم   فما  يزيدهم  الا  طغيانا  کبيرا

 

(به یاد آور) زمانی را که به تو گفتیم: "پروردگارت احاطه کامل به مردم دارد، (و از وضعشان کاملا آگاه است) و ما آن رویایی را که به تو نشان دادیم، فقط برای آزمایش مردم بود، همچنین شجره ملعونه = درخت نفرین شده را در قرآن ذکر کردیم. ما آنها را بیم داده (و انذار) می کنیم، اما جز طیغان عظیم، چیزی بر آنها نمی افزاید.

معنی و مفهوم آیه فوق اینه که:
خداوند به کارهایی که مردم انجام می دهند ،احاطه داره(یعنی مردم هر کاری انجام بدن،زیر نظر خدا  هستن؛ البته خداوند می تونه جلوی کارهایی رو که انسان ها انجام میدن ، بگیره(ولی این کارو نمی کنه). وآن خوابی که پیامبر (ص) دیدند، و نیز شجره ملعونه (که منظور شجره خبیثه بنی امیه است) آزمایشی برای مردمه. و خداوند ادامه می دهد: ما آنها را می ترسانیم ولی این انذار فقط باعث طغیان وسرکشی بزرگ آنها میشود!
این آیات یه پیشگوییه! یه پیشگویی از سال های بعد از پیامبر(ص). خدا به مسلمونا هشدار میده که مبادا بعد از رسول اکرم (ص) از بوزینه صفتان پیروی کنید، ولی حیف که بیشتر مسلمونا این آیه رو نگرفتند.

 حالا به نظرتون ربط عکس بالا با پست قبل (سقیفه بنی ساعده) چیه؟

 

خدایا! چرا میمونا رو به روضه ای از ریاض بهشت راه دادی؟ میمون هایی که اسلامو هدف گرفتند و اونو تا سر حد نابودی خراب کردند؟ اسلامی که محمد (ص) خیلی براش زحمت کشیده بود؟ خدایا! اونا ملعون هستند ولی تو بیشتر لعنتشون کن.


وبلاگ من هم مثل خواب پیامبر گلمون (ص) زشت شد

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 21:23 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ سقیفه بنی ساعده

سقیفه بنی ساعده جایگاه و ایوانی سرپوشیده و دارای سقف در مدینه که مربوط به قبیله بنی ساعده بوده و مردمان در مشاوراتشان در آن گرد می‌آمدند.
نام سقیفهٔ بنی‌ساعده (به عربی: سقيفة بني ساعدة) در میان مسلمانان معروف و مشهور است، به این دلیل که بلافاصله پس از فوت پیامبر اسلام در آن محل عده‌ای از اصحاب وی، ابوبکر ابن ابی‌قحافه را به عنوان خلیفه اول انتخاب کردند.

ماجرای سقیفه بنی‌ساعده

بعد از فوت پیامبر اسلام در تاریخ دوشنبه ۲۸ صفر سال یازدهم هجری تعدادی از اصحاب قبل از اینکه به کفن و دفن محمد بپردازند، در سقیفه بنی ساعده جمع شدند تا برای خود خلیفه‌ای انتخاب کنند و این علی بن ابیطالب بود که همراه با چند نفر دیگر در کنار جسد محمد باقی مانده و به تجهیز او مشغول بود.
عبدالفتاح عبدالمقصود (از عالمان معاصر اهل سنت) در کتاب خاستگاه خلافت ص ۳۰۷ می‌نویسد: وقتی عمر بن خطاب، خبر اجتماع اصحاب محمد را به ابوبکر می‌رساند، ابوبکر از کنار علی – که در آن وقت هر دو در کنار جسم پاک محمد بودند – بیرون می‌رود و خانه پیامبر را ترک می‌گوید و هیچ اشاره‌ای به آنجا که می‌خواهد برود، نمی‌نماید و با عمر به سوی سقیفه بنی ساعده می‌رود.
پس از وفات پیامبر، در حالی که تکلیف جانشین پس از ایشان مشخص بود و حضرت علی علیه‌السلام از طرف خداوند برای این منصب برگزیده شده بودند، و مردم در غدیر با آن حضرت بیعت کرده بودند، انصار در سقیفه‌ی بنی ساعده مجتمع گشتند تا برای خود رهبر و جانشین رسول خدا تعیین کنند عده‌ای از مهاجرین از جمله ابابکر و عمر و ابوعبیده جراح که از این اجتماع مطلع گشتند به سرعت خود را به آنجا رساندند در اجتماع سقیفه که با حضور تعدادی از مهاجرین و انصار تشکیل شده بود، سخنگوی گروه مهاجرین همین سه نفر بودند و سخنگوی گروه انصار سعد ابن ‌عباده رئیس قبیله‌ی خزرج وحباب بن منذر از اوسیان بودند.
بحث بر سر خلافت بالا گرفت و ابتدا هر گروه فضیلتی از خویش بیان مي‌کرد و خود را از گروه دیگر به امر خلافت محق‌تر مي‌دانست، اما بعد از آن که این کار نتیجه نداد ابوبکر با زرنگی تمام از هر دو گروه خواست تا از اختلاف دوری کنند و برای اینکه نشان دهد خود را دلسوز مسلمانان مي‌داند، به عمر و ابوعبیده اشاره کرد و از جمع خواست تا با یکی از آن دو بیعت کنند. در این لحظه عمر و ابوعبیده که به خلافت ابوبکر راضی بودند خطاب به او گفتند که با وجود شخصی چون تو بر ما سزاوار نیست که خلیفه‌ی مسلمین شویم. سپس ابوبکر بدون این که سخنی بگوید و دوباره تعارف کند، دستش را دراز کرد و از رازی که در دلش بود پرده برداشت. ولی برخلاف تصور، پیش از آنکه عمر و ابوعبیده دست او را به نشان بیعت بگیرند، فردی از انصار به نام بشیر بن سعد به علت حسادتی که نسبت به پسر عمویش سعد بن عباده داشت، دست ابوبکر را فشرد و بعد از او عمر و ابوعبیده با ابوبکر بیعت کردند. در این هنگام اسید ابن حضیر که رئیس قبیله‌ی اوس بود و هنوز دشمني‌های دیرین خود با رئیس خزرجیان یعنی سعد ابن عباده را در دل داشت، رو به افراد معدود قبیله‌ی خویش کرد و به آنها گفت تا با ابوبکر بیعت کنند زیرا اگر این کار را انجام ندهند سعدابن عباده خلیفه مي‌شود و این به ضرر قبیله‌ی اوس است. سپس ابوبکر در حالی که عمر و ابوعبیده و گروهی از اوسیان دور او را گرفته بودند رو به مسجد رسول خدا آورده و سعد ابن ‌عباده که با ابوبکر بیعت نکرده بود و بسیار آسیب دیده بود به منزل خویش رفت. بنی اسلمیان که از قبایل فقیر آن منطقه بودند به مدینه امدند و با وعده‌هایی که خلیفه دوم و همراهانش به آنها داده بودند به یاری ابوبکر و موافقان او امدند و هرکس که حاضر به بیعت با او نمی شد را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند.
شیعیان اعتقاد دارند که ماجرای سقیفه در مخالفت با دستور محمد که قبل از فوتش علی را به عنوان خلیفه بعد از خودش تعیین کرده بود اتفاق افتاده است.

 منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 18:53 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ درباره سَلفی ها

سَلَفی به گروهی از مسلمانان اهل سنت گفته می‌شود که تنها راه نجات مسلمانان را بازگشت به قوانین قرآن و سنت طبق فهم «سلف صالح» می‌دانند. این گروه با هرگونه پیروی از شاخه‌های گوناگون دین و کیش‌گرایی مخالفند و معتقدند که هر مسلمان به راحتی می‌تواند با مراجعه مستقیم به قرآن و سنت دینش را بیاموزد.

سلفی‌ها که بسیاری آنها را به تندروی متهم می‌کنند پایتخت اصلیشان مکه و مدینه است. گاهی به آنان وهابی گفته می‌شود اگرچه کسانی که خود را سلفی می‌خوانند منکر وجود گروهی به نام وهابی هستند.

امروزه گروهی از کسانی که در کشورهای غربی به اسلام میگرایند به افکار این روش فکری-عقیدتی گرایش پیدا می‌کنند. امروزه سلفی‌ها را می‌توان به سه شاخه اصلی تقسیم کرد.

  • 1- سلفی محافظه کار و درباری
  • 2- سلفی سیاسی رادیکالی
  • 3- سلفی جهادی (سلفی تکفیری)

[ویرایش] سلفی تکفیری

سلفی تکفیری به گروهی از مسلمانان وهابی ستیزه‌جو گفته می‌شود بویژه به طرفداران گروه القاعده که هر فردی غیر از مسلمانان پیرو سلف صالح، بقیه مردم و حتی مسلمانان شیعه را کافر می‌دانند و بنابراین قتل آنها را مجاز می شمارند. سلفی‌های تکفیری بیشتر در عراق فعالیت می‌کنند و مسئولیت قتل هزاران نفر شیعه و قتل گروگانهای خارجی را برعهده دارند.

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 18:26 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ امامان 4 گانه اهل سنت
لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 17:29 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ درباره اهل سنت

مذهب سُنّی بزرگ‌ترین مذهب دین اسلام است که بیشترین پیروان را در میان مسلمانان دارد به طوری که حدود ۹۰٪ مسلمانان جهان اهل تسنن هستند.
اهل سنت و جماعت معتقدند محمد، پیامبر اسلام، پس از خود جانشینی تعین ننمود و بعد از فوت محمد مسلمانان آن زمان بر اساس شورا و انتخاب چهار تن را به عنوان خلیفه ی مسلمین انتخاب نموده اند. ابتدا در سقیفه بنی ساعده، ابوبکر را که از صحابه (یاران) و نزدیکان محمد بود و در میان مسلمانان محبوبیت و اعتبار زیادی داشتند برای خلافت بعد از محمد بر جامعه نوبنیاد مسلمانان انتخاب کردند.
این چهار تن که به خلفای راشدین معروفند به ترتیب عبارت‌اند از:

  • ابوبکر
  • عمر
  • عثمان
  • علی

مسلمانان اهل سنت ، قرآن را کتابی محفوظ می‌دانند و اسلام را در پیروی از قرآن و سنت محمد می دانند. آنها در بحث مسایل فقهی ابتدا کتاب قرآن و سپس احادیث محمد و بعد از آن احادیث معتبر اصحاب محمد را مورد استفاده قرار می دهند .
مذهب اهل سنت در دو مکتب اصلی اعتقادی یعنی اشعری و ماتریدی واز لحاظ علوم فقهی به چهار مذهب فرقی حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی تقسیم می‌گردد. هر چند که اختلافات آنان بسیار جزئی است و اغلب پیروان یکی از آنان می‌تواند در شرایط زمانی و یا مکانی خاص از فرقه دیگری تقلید کند .

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 14:11 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ درباره بنیانگذار وهابیت

شیخ محمد عبدالوهاب، (در عربی: محمد بن عبد الوهاب التمیمی) (۱۰۸۲-۱۱۷۰ هجری خورشیدی، ۱۱۱۵-۱۲۰۶ هجری قمری، ۱۷۰۳-۱۷۹۱ میلادی) بنیانگذار دیدگاه جدیدی در مذهب سنی حنبلی است که بعدها به نام وهابیت در میان مسلمانان و علمای سنی عربستان سعودی ریشه گرفت.


زندگی

محمدبن عبدالوهاب در سال ۱۱۱۵ در شهر عُیَینه از توابع نجد دیده به جهان گشود. پدر وی، عبدالوهاب از قضات آن شهر به شمار می‌رفت. محمد، فقه حنبلی را در زادگاه خود آموخت. سپس برای تکمیل معلومات رهسپار مدینهٔ منوره شد و در آنجا به تحصیل حدیث و فقه پرداخت.
در دوران تحصیل در مدینه، گه‌گاه مطالبی بر زبانش جاری می‌شد که از عقایدی خاص حکایت داشت، چندان که اساتید وی نسبت به آینده‌اش نگران شده و می‌گفتند: اگر این فرد به تبلیغ بپردازد گروهی را گمراه خواهد کرد.
چندی بعد، محمدبن عبدالوهاب مدینه را به سوی نقاط دیگر ترک کرد و چهار سال در بصره و پنج سال در بغداد و یکسال در کردستان و دو سال در همدان اقامت گزید. اندک زمانی نیز رحل اقامت در اصفهان و قم افکند و آنگاه از طریق بصره آهنگ احساء کرد و از آنجا به «حُرَیمله» اقامتگاه پدرش رفت.
تا زمانی که پدرش در قید حیات بود وی کمتر سخن می‌گفت. تنها گاه میان او و پدرش نزاعی در می‌گرفت. ولی پس از درگذشت پدر به سال ۱۱۵۳ ق، پرده از روی عقاید خود برداشت.
تبلیغات محمد بن عبدالوهاب در شهر حریمله افکار عمومی را برآشفت، به گونه‌ای که ناچار شد آنجا را به عزم اقامت در عیینه (زادگاهش) ترک کند. در عیینه با حاکم وقت، عثمان بن معمر، تماس گرفت و دعوت جدید خود را با او در میان نهاد و قرار شد که او با پشتیبانی حاکم، آیین خود را تبلیغ کند. ولی طولی نکشید فرمانروای احساء که مقامی برتر از حاکم عیینه داشت عمل عثمان را ناروا شمرد و دستور داد هرچه زودتر محمد بن عبدالوهاب را از شهر عیینه بیرون کند.بنابراین وی ناچار شد نقطهٔ سومی را به نام درعیه برای اقامت برگزیند که محمد بن سعود (جد آل سعود) بر آن حکومت می‌کرد. او دعوت خود را با حاکم درعیه در میان نهاد و هردو پیمان بستند که رشتهٔ دعوت از آنِ محمد بن عبدالوهاب و زمام حکومت در دست محمد بن سعود باشد. برای استحکام این روابط، ازدواجی نیز بین دو خانواده صورت گرفت.
محمد بن عبدالوهاب تبلیغ خود را در پرتو قدرت حاکم آغاز کرد. به زودی هجوم به قبایل اطراف و شهرهای نزدیک شروع شد و سیل غنایم از اطراف و اکناف به شهر درعیه که شهر فقیر و بدبختی بود، سرازیر گشت. این غنایم چیزی جز اموال مسلمانان منطقهٔ نجد نبود که با متهم شدن به شرک و بت‌پرستی، اموال و ثروتشان بر سپاه محمد بن عبدالوهاب حلال شده بود تا آنجا که آلوسی که خود تمایلات وهابی‌گری دارد، از مورخی به نام ابن بُشر نجدی چنین نقل می‌کند:«من در آغاز کار، شاهد فقر و تنگدستی مردم درعیه بودم ولی بعدا این شهر در زمان سعود (نوهٔ محمد بن سعود) به صورت شهری ثروتمند درآمد، تا آنجا که سلاحهای مردم آن، با زر و سیم زینت یافته بود. بر اسبان اصیل و نجیب سوار می‌شدند و جامه‌های فاخر در بر می‌کردند و از تمام لوازم ثروت بهره‌مند بودند، به حدی که زبان از شرح آن قاصر است.»
دو چیز به انتشار دعوت محمد بن عبدالوهاب در میان اعراب بادیه‌نشین نجد کمک کرد: ۱. حمایت سیاسی و نظامی آل سعود. ۲. دوری مردم نجد از تمدن و معارف و حقایق اسلامی.
جنگ‌هایی که وهابیان در نجد و خارج از نجد (همچون حجاز و یمن و شام و عراق) می‌کردند، جاذبه‌ای دل‌فریب داشت: ثروت هر شهری که با قهر و غلبه بر آن دست می‌یافتند، بر مهاجمین حلال بود، اگر می‌توانستند آن را جزو متصرفات و املاک خود قرار می‌دادند و در غیر این صورت به غنایمی که به دست‌ آورده بودند، اکتفا می‌کردند.
هر اندیشهٔ نوظهوری _ خاصه اگر در پوشش «توحید» عرضه شود _ در روزهای نخست توجه مردم را به خود جلب می‌کند، خاصه در جایی که مردم آن از علم و دانش دور باشند. روزی که محمد بن عبدالوهاب کار خود را در نقاب دعوت به توحید و مبارزه با شرک آغاز کرد، برخی از شخصیت‌های نجد و یمن به سوی وی اقبال کردند. برای نمونه زمانی که موج دعوت او به یمن رسید امیر محمد بن اسماعیل (۱۰۹۹- ۱۱۸۶) مؤلف کتاب «سبل السلام فی شرح بلوغ المرام» قصیده‌ای بلند بالا در مدح محمدبن عبدالوهاب سرود که مطلع‌ آن چنین بود:
سلامٌ‌ علی نجدٍ‌ و من حلَّ فی نجد و ان کان تسلیمی علی البُعد لایُجدی
یعنی: درود بر نجد و کسی که در آن قرار دارد، هرچند درود من از این راه دور سودمند نیست
ولی همو، هنگامی که خبرهای ناگواری از قتل و غارت وهابیان را دریافت کرد و فهمید که محمدبن عبدالوهاب به تکفیر مسلمانان پرداخته و برای مال و جان آنها بهایی قایل نیست، از سرودهٔ پیشین خود پشیمان گشت و قصیده‌ای نو سرود که با این بیت آغاز می‌شد:
رَجَعت عن القول الذی قلت فی النجدی و قد صح لی عنه خلاف الذی عندی
یعنی: من از گفتار پیشین خود در حق آن مرد نجدی بازگشتم، زیرا خلاف آنچه دربارهٔ وی می‌پنداشتم برایم ثابت شد.

کشتار وهابیان در عتبات عالیات به راستی صفحه‌ای سیاه در تاریخ اسلام است. صلاح‌الدین مختار که از نویسندگان وهابی است می‌نویسد: در سال ۱۲۱۶ ق. امیر سعود با قشون بسیار متشکل از مردم نجد و عشایر جنوب و حجاز و تهامه و دیگر نقاط، به قصد عراق حرکت کرد. وی در ماه ذی القعده به شهر کربلا رسید و آنجا را محاصره کرد. سپاهش برج و باروی شهر را خراب کرده، به زور وارد شهر شدند و بیشتر مردم را که در کوچه و بازار و خانه‌ها بودند به قتل رساندند. سپس نزدیک ظهر با اموال و غنایم فراوان از شهر خارج شدند و در نقطه‌ای به نام ابیض گرد آمدند. خمس اموال غارت شده را خود سعود برداشت و بقیه، به نسبت هر پیاده یک سهم و هر سواره دو سهم، بین مهاجمین تقسیم شد.
ابن بشر، مورخ نجدی، دربارهٔ حملات وهابیان به نجف می‌نویسد: در سال ۱۲۲۰ سعود با سپاهی انبوه از نجد و اطراف آن، به بیرون مشهد معروف در عراق (مقصود، نجف اشرف است) فرود آمد و سپاه خود را در اطراف شهر پراکنده ساخت. وی دستور داد باروی شهر را خراب کنند ولی سپاه او زمانی که به شهر نزدیک شدند به خندق عریض و عمیقی برخوردند که امکان عبور از روی آن وجود نداشت. در جنگی که بین طرفین رخ داد، بر اثر تیراندازی از باروهای شهر، جمعی از سپاهیان سعود کشته شدند و بقیهٔ آنها از گرد شهر عقب نشسته به غارت روستاهای اطراف پرداختند.
ممکن است تصور شود که وهابیان تنها بلاد شیعه‌نشین را مورد تاخت و تاز خود قرار می‌دادند. ولی این تصور به هیچ‌وجه درست نیست و باید گفت کلیهٔ مناطق مسلمان‌نشین حجاز و عراق و شام، آماج حملات آنها قرار داشت و تاریخ در این مورد، از هجوم‌های وحشیانه‌ای گزارش می‌دهد که مجال شرح همهٔ آنها در این مختصر نیست. نمونه‌وار به یک مورد اشاره می‌کنیم:
جمیل صدقی زهاوی در خصوص فتح طائف به دست وهابیان می‌نویسد: از زشت‌ترین کارهای وهابیان، قتل عام مردم است که بر صغیر و کبیر رحم نکردند. طفل شیرخوار را بر روی سینهٔ مادرش سر می‌بریدند. جمعی را که مشغول فراگرفتن قرآن بودند همه را کشتند.
چون در خانه‌ها کسی باقی نماند به دکانها و مساجد رفتند و هر که بود، حتی گروهی که در حال رکوع و سجود بودند، کشتند. کتابها را که در میان آنها تعدادی مصحف شریف (قرآن) و نسخه‌هایی از صحیح بخاری و مسلم (از معتبرترین کتابهای حدیثی در نزد اهل سنت) و دیگر کتب حدیث و فقه بود در کوچه و بازار افکندند و آنها را پایمال کردند. این واقعه در سال ۱۲۱۷ اتفاق افتاد.
وهابیان پس از قتل عام طائف، نامه‌ای به علمای مکه نوشته و آنان را به آیین خویش دعوت کردند. سپس صبر کردند تا ایام حج منقضی شد و حاجیان از مکه بیرون رفتند، آنگاه قصد مکه نمودند.
به نوشتهٔ شاه فضل رسول قادری (هندی)، علمای مکه در کنار کعبه گرد آمدند تا به نامهٔ وهابیان نجد پاسخ گویند، در حین گفتگو و مشاورهٔ آنان، ناگهان جمعی از ستمدیدگان طائف داخل مسجدالحرام شدند و آنچه را بر آنان گذشته بود، بیان داشتند و در میان مردم شایع شد که وهابیان به مکه آمده و کشتار خواهند کرد. مردم مکه سخت در وحشت و اضطراب افتادند، چندان که گویی قیامت برپا شده‌است. علما اطراف منبر (در مسجدالحرام) جمع شدند. ابوحامد خطیب به منبر رفت و نامهٔ وهابیان و جواب علما در رد عقاید آنان را قرائت کرد. آنگاه خطاب به علما وقضات و ارباب فتوا گفت: گفتار نجدیان را شنیدید و عقایدشان را دانستید.

 دربارهٔ آنان چه می‌گویید؟ همهٔ علما و مفتیان مذاهب اربعهٔ اهل سنت، از مکهٔ مشرفه و سایر بلاد اسلامی که برای ادای مناسک حج آمده بودند، به کفر وهابیان حکم کردند و بر امیر مکه واجب دانستند به مقابلهٔ با آنان بشتابد و افزودند که بر مسلمین واجب است او را یاری کنند و با وی درجهاد شرکت نمایند و هرکس بدون عذر، تخلف کند، گنهکار بوده و هرکس در این راه شرکت کند مجاهد و در صورت کشته شدن شهید خواهد بود. در این امر، اتفاق نظر بود و فتوای مزبور را نوشتند و همه مهر کردند.....

 
اعتقادات

شیخ محمد عبدالوهاب خود را پیرو و مرید ابن تیمیه، از علمای مشهور و پر اعتبار اهل تسنن میدانست.
حرکت وهابیت با ایدئولوژی شیعه به مخالفت برخاست. شیخ محمد عبدالوهاب تنها به قرآن اعتقاد داشت و بر خلاف نظام موجود آن زمان که برمبنای وجود واسطه و یا «امام» بین خالق و مخلوق خلق شده بود، واسطه قرار دادن اشخاص و بندگان خدا را کفر به خدا و شرک مطلق در اسلام میدانست.
گفتنی است هم اکنون اکثریت مردم عربستان سعودی خود را وهابی و پیرو عقاید شیخ محمد عبدالوهاب میدانند.

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 13:48 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ درباره وهابیت

وهابیت دیدگاه جدیدی در مذهب سنی حنبلی است که بنیانگذار آن محمد بن عبدالوهاب (۱۰۸۲-۱۱۷۰ ه.خ، ۱۱۱۵-۱۲۰۶ ه.ق، ۱۷۰۳-۱۷۹۱ میلادی) از علمای بزرگ سنی عربستان سعودی است. وی خود پیرو شیخ الاسلام ابن تیمیه بود و با ایدئولوژی‌های شیعه و تصوف و... آن زمان به مخالفت برخاست. شیخ محمد عبدالوهاب تنها به حدیث و قرآن اعتقاد داشت و واسطه کردن شخص و بندگان خدا را کفر به خدا و شرک مطلق میدانست.
شیخ محمد بن عبدالوهاب در سال ۱۰۸۲ ه.خ (۱۱۱۵ ه.ق) در عونیه نجد متولد شد و در دمشق بتحصیل پرداخت و از علماء حنبلی اراء ابن تیمیه متوفی در سال۷۰۶ ه.خ (۷۲۸ ه.ق) و ابن قیم الجوزیه شاگرد او متوفی در سال۷۲۸ ه.خ(۷۵۱ ه.ق) را آموخت. ابن عبدالوهاب به بغداد و بصره مسافرت کرد و مذهب حنبلی را تکمیل کرد و در بازگشت، محمد بن سعود را که بر قبائل عتوب و عنزه امارت داشت به وهابیت دعوت کرد. و او نیز این عقیده را پذیرفت و افکار شیخ محمد بن عبدالوهاب را شعار حکومت خود کرد و برای نشر آن با شهر‌های مجاور خود پیکار‌ها کرد و مرکز حکومت خود را درعیه قرار داد، در آن زمان ریاضی‌ها از دعوت او سرپیچیدند و دهام بن دواس امیر ریاض با ابن سعود سالها پیکار کرد تا عاقبت مغلوب شد و حکومت ریاض به ابن سعود رسید. پس از ابن سعود، پسرش عبدالعزیز بن سعود به امارت رسید. او نیز برای نشر آئین وهابیت کوششها و جنگها کرد. در سال۱۱۷۹ ه.خ (۱۲۱۵ ه.ق) پانزده هزار تن از وهابیون برای پاک کردن شهر کربلا از آنچه «نمادهای شرک» می‌نامیدند به شهر کربلا حمله کرده و خزینه و حرم حسین پسر علی را بکلی تخریب کردند. چون این خبر منتشر شد فتحعلیشاه قاجار، پادشاه وقت ایران، صد هزار لشگر فراهم کرد و سلیمان پاشا والی بغداد نیز لشگری جدا برانگیخت که با لشکر وهابیون در صحرای نجد رزم کنند لکن در ایران جنگ روسیه پیش آمد و در عراق جنگ کردها برای برپایی کشور مستقل خودشان برپا شد و بدین صورت تفکر وهابیت به شکلی قدرتمند ظهور کرد.
بنابر روایات شیعیان، افکار شیخ محمد بن عبدالوهاب منجر به نزاعهای خونینی در عراق و کشته شدن هزاران نفر از شیعیان در شهرهای شیعه نشین عراق و طائف و همچنین در میان مناطق صوفیه کردستان عراق و ترکیه شد.
وهابیت در ۵۰ سال گذشته مذهب درباری سعودی بوده‌است، اما گروهی تندرو از این میان بنام القاعده و سلفی‌های تکفیری (سلفی جهادی) ظهور نموده و باعث انشعاب در مکتب وهابیت شده‌اند.
علمای بزرگ وهابی مانند ابن جبرین شیعیان را رافضی مینامند و قتل آنان را مباح می‌دانند. تشیع را به مراتب بد تر از سایر ادیان میدانند و مال و جان آنان را حلال میدانند. این فتواها باعث کشته شدن هزاران زن و مرد و حتی کودک شیعه مذهب در کشورهای عراق و افغانستان شد.

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 10:27 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ قبله

قبله جهتی است که مسلمانان برخی از اعمال عبادی خود (مانند نماز و ذبح) را به سوی آن انجام می‌دهند. همچنین مردگان را در قبر به شکلی روی دست راست می‌خوابانند که بدنشان رو به قبله باشد. بسیاری از کارهای مسلمانان (مانند خوابیدن، دعا کردن، غذا خوردن، نشستن و...) مستحب است رو به قبله باشد. قبلهٔ مسلمانان ابتدا به طرف بیت‌المقدس بود، که در مدینه به فرمان خداوند به سوی کعبه (درون مسجدالحرام) تغییر کرد. عرض جغرافیایی کعبه ۲۱ درجه و ۲۵ دقیقه و ۲۴ ثانیه شمالی است، و طول جغرافیایی آن ۳۹ درجه و ۴۹ دقیقه و ۲۴ ثانیه‌است.

روش یافتن قبله

قبله را از راه‌های مختلفی می‌توان یافت:

  • قبله‌نما: دقیق‌ترین روش تعیین قبله، به‌وسیلهٔ قبله‌نماست، که آن هم با یک قطب‌نما انجام می‌گیرد.
  • قطب‌نما: هرگاه با قطب‌نما جهت شمال را مشخص کردیم، و با نقشه اختلاف زاویهٔ جهت قبله با قطب را اندازه‌گیری نمودیم، می‌توانیم جهت قبله را به صورت تقريبي بیابیم. اين روش به دليل در نظر نگرفتن انحناي زمين مي‌تواند بسيار نادقيق باشد. مثلاً در آمريكاي شمالي جهت قبله به سمت شمال يا شمال شرقي است، در صورتي كه اين روش جهت جنوب شرقي را نشان خواهد داد.
  • سایه در روزهایی خاص: دو بار در سال خوشید دقیقاً بالای کعبه قرار می‌گیرد، که جهت قبله در هر جای دنیا خلاف جهت سایهٔ ایجاد شده از شاخص (یا هر جسمی که به طور عمودی در زمین مسطح فرو شده باشد) است. یعنی اگر رو به خوشید بایستید، رو به قبله ایستاده‌اید. این دو زمان عبارت‌اند از: ساعت ۹:۱۸ گرینویچ روز ۷ خرداد(مطابق با ۲۸ می)، و ساعت ۹:۲۷ روز ۲۶ تیر(مطابق با ۱۶جولای).
  • محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله‌است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله با پیکانی مشخص شده‌است.

· قبرستان: مرده را در قبر روی دست راست، به سمت قبله می‌خوابانند. پس اگر شما طوری ایستاده باشید که نوشته‌های سنگ قبر را به درستی می‌خوانید، سمت چپ‌تان قبله‌است. {بر خلاف تصور برخی، پای مرده در قبر رو به قبله نیست. بلکه پای محتضر (کسی که نزدیک به مرگ است) را رو به قبله می‌کنند. ولی مرده را طوری روی دست راست می‌خوابانند که بدنش رو به قبله باشد.}

  • مستراح: از آن‌جا که قضای حاجت رو به قبله نباید باشد، معمولاً مستراح‌ها را عمود بر قبله می‌سازند. این هم -در جایی که اصول اسلامی ساخت رعایت شده- می‌تواند کمک‌کار باشد.
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 1:0 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ کعبه

کعبه بنائی است در میان مسجد الحرام در شهر مکه در کشور عربستان سعودی. کعبه مقدس‌ترین مکان اسلام است. نام کعبه اشاره به چهارگوش «تکعیب» (مربع) بودن این سازه دارد.
درأثر آمده‌است: که کعبه در محاذی «بیت المعمور» است، و بیت المعمور چهارگوش است، چون محاذی عرش است و عرش چهارگوشه‌است، چون کلماتی که دین اسلام بر آن استوار است، چهار است:

  • سبحان الله .
  • الحمد لله .
  • لا اله الا الله .
  • الله اکبر .

از اسماء کعبه: «البیت العتیق» و «البیت الحرام» . کعبه ارتباط مستقیم به ارکان اسلام دارد مخصوصاً فریضه حج، زیارت وطواف کعبه رکنی از ارکان حج است. همچنین در ادای فریضه نماز نیز، کعبه قبله گاه مسلمانان است.
یک نماز در مقابل کعبه در مسجد الحرام برابر با صد هزار نماز و یک درهم خرج کردن در راه خدا در آن سرزمین برابر با صدهزار درهم است.

بنابر روایت مسلمانان هنگامی که چشمه زمزم زیر پای اسماعیل از دل زمین جوشید مردم در این منطقه و به سبب آب این چشمه جمع شدند و تشکیل شهر مکه را دادند و ابراهیم پیامبر خدا به فرمان خدایش دستور یافت تا ساختمان کعبه را که گویا در آن تاریخ اثری از آن بجا نمانده بود بسازد.
کعبه را می توان با واژه کره در زبان لری که ریشه در زبان پارسی قدیم دارد از یک ریشه دانست. و کره به معنی ساختمان سنگی ساده است.

ارکان کعبه

ارکان کعبه : به هریک از چهار گوشه کعبه، رکن گویند و کعبه بر چهار رکن بنا گردیده، که عبارت‌اند از:

  • رکن حجر الاسود : سنگ سیاه آسمانی است. به اعتقاد مسلمانان هنگام بناء کعبه توسط آدم این سنگ را ملائکة از بهشت آوردند وآدم آن را در گوشه‌ای از خانه نصب کردند.پس از بازسازی خانه (کعبه) توسط قریش این سنگ به دست محمد قبل از درب کعبه در رکن حجر اسود نصب گردیده ومحل شروع طواف حجاج میباشد.
  • رکن العراقی .
  • رکن الشامی .
  • رکن الیمانی : قبل از رکن حجر اسود قرار دارد.در اعتقاد مسلمانان (به ویژه شیعیان)محلی است که به اذن خدا شکافته شد تا فاطمه بنت اسد از آن داخل کعبه شود تا علی داخل کعبه متولد شود.

مشخصات کعبه

مشخصات کعبه بر اساس متر، عبارت است از:

  • طول ضلع در کعبه؛ یعنی از رکن حجر اسود تا رکن عراقی ۶۸/۱۱ متر.
  • طول رکن عراقی تا شامی، طرفی که حجراسماعیل در آن قرار دارد: ۹۰/۹ متر.
  • طول رکن شامی تا رکن یمانی ۰۴/۱۲ متر.
  • طول رکن یمانی تا رکن اسود ۱۸/۱۰ متر.
  • ارتفاع کعبه ۱۵ متر است.

سنگ بنای کعبه

بنای کعبه از سنگهای سیاه و سختی ساخته شده که با کنار زدن پرده از روی آن، کاملاً آشکار است. این سنگها که از زمان بنای کعبه از سال ۱۰۴۰ ق. تا به امروز بر جای مانده، از کوه‌های مکه به ویژه جبل الکعبه که در محله شُبَیکه مکه بوده، و جبل مزدلفه گرفته شده‌است. سنگ‌ها اندازه‌های مختلف دارد، به طوری که بزرگ‌ترین آنها با طول و عرض و ارتفاع ۱۹۰، ۵۰ و ۲۸ سانتیمتر و کوچک‌ترین آنها با طول و عرض ۵۰ و ۴۰ سانتیمتر می‌باشد. پایه‌های آن از سرب مذاب ساخته شده و بدین ترتیب بنایی نسبتاً مستحکم و استوار است.

درب کعبه

درب کعبه : طبق اعتقاد مسلمانان، در دوران ابراهیم دو درگاه بدون در، هم سطح زمین، برای کعبه گشوده شد. در دوران جوانی محمد (پیامبر اسلام)، قریش کعبه بازسازی نمودند، برای اولین بار درب چوبی توسط قریش، برای کعبه، در محل فعلی که بالاتر از زمین قرار دارد نصب گردید. پیش از بنای قریش، کعبه دو در داشته‌است: یکی در ناحیه شرقی- محل در فعلی- و دیگری در ناحیه غربی، که از یکی وارد و از دیگری خارج می‌شده‌اند، اما قریش تنها در ناحیه شرقی آن دری نصب کرد. بعدها عبدالله ابن زبیر در دیگر را گشود که به وسیله حجاج بن یوسف بسته شد و اکنون همان یک در باقی مانده‌است. این در تا به حال چندین بار عوض شده‌است و آخرین بار در سال ۱۳۹۸ قمری به دستور خالد بن عبدالعزیز در جدیدی ساخته و نصب گردید. ساختمان کعبه نیز از سال ۱۰۴۰ تا قرن اخیر تعمیر نشده بود، ولی در سال ۱۳۷۷ قمری و سپس ۱۴۱۷ به دستور سعود بن عبدالعزیز و فهد بن عبدالعزیز در آن تعمیراتی صورت گرفت. سقف کعبه به صورت دو سقفی است که با سه پایه چوبی که در میانه آن در یک ردیف قرار گرفته، نگهداری می‌شود اطراف آن سنگ‌های مرمر نصب شده و در کنار آن پلکانی قرار دارد که برای رسیدن به سقف بالایی تعبیه شده‌است. آخرین در کعبه که از چوب ساج و نقره خالص است و با طلا و جواهرات مزین شده، در دوران سعودی تعویض شده‌است.

شناسایی ارکان کعبه

چهار زاویه کعبه به چهار رکن نامور است. هر گاه واژه رکن بدون پسوند به کار رود، مقصود از آن رکنی است که حجرالاسود در آن است. مسیر طواف، از رکن حجرالاسود آغاز می‌شود، سپس به رکن عراقی می‌رسد، پس از آن به رکن شامی و سپس به رکن یمانی و آنگاه باز به رکن حجرالاسود می‌رسد و همین جا یک شوط پایان می‌یابد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 0:27 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ درباره شیعه

تعریف در لغت و اصطلاح

شیعه یکی از مذهب های دین اسلام است. شیعه در لغت بر دو معنا اطلاق می‌شود، یکی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی، و دیگری، پیروی کردن فردی یا گروهی، از فرد یا گروهی دیگر.در زبان عربی در اصل به معنای یک، دو یا گروهی از پیروان است. در قرآن این لفظ چندین بار به این معنا به کار رفته‌است. برای نمونه در آیه ۱۵ سوره قصص درباره یکی از پیران موسی از عنوان شیعه موسی و در جای دیگر از ابراهیم به عنوان شیعه نوح یاد می‌کند. در تاریخ اسلام لفظ شیعه، به معنای اصلی و لغوی‌اش برای پیروان افراد مختلفی به کار می‌رفت. برای مثال، گاهی از شیعه علی بن ابی‌طالب و گاهی از شیعه معاویه بن ابی‌سفیان نام برده شده. اما این لفظ به تدریج معنای اصطلاحی پیدا کرد و تنها بر پیروان علی که به امامت او معتقدند اطلاق می‌شود.
«شیعه» در اصطلاح به آن عده از مسلمانان گفته می‌شود که به خلافت و امامت بلافصل علی معتقدند، و بر این عقیده‌اند که امام و جانشین پیامبر اسلام از طریق نصّ شرعی تعیین می‌شود، و امامت علی و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی ثابت شده‌است. 

 تاریخ شیعه
آغاز پیدایش شیعه در زمان حیات پیامبر اسلام بود که برای اولین بار به شیعه علی معروف شدند. پیامبر اسلام در تفسیر آیه اولئک هم خیر البریهخطاب به علی گفت: «تو و شیعیان تو در روز قیامت از خدا خشنودند و خدا از آنان خشنود است». نیز گفته‌است: «علی و شیعیانش در روز قیامت پیروز و سعادتمندند».
در زمان پیامبر چهار نفر از صحابه، سلمان، ابوذر، مقداد و عمار یاسر به عنوان شیعه علی شناخته می‌شدند.

باورها
باورهای سازمان‌یافته و کلامی شیعه امروز بر این است که تبیین و تفسیر امر دین پس از پیامبر و اداره امور مسلمانان بر عهده اشخاصی است، که از سوی خدا معین شده و دارای ویژگیهایی همچون عصمت و عدالت هستند، این افراد امام نامیده می‌شوند. نخستین امام شیعیان علی است. بر پایه باور شیعه، طبق احادیث متواتر محمد بارها پیش از درگذشتش و به ویژه در غدیر خم آشکارا به جانشینی او تصریح کرده بود.

اصول دین شیعیان پنجگانه‌است و علاوه بر سه اصل دین توحید، نبوت و معاد به دو اصل دیگر یعنی عدل و امامت نیز باور دارند. اصل عدل بین شیعیان و معتزله تا حدی مشترک است و اصل امامت ویژه این کیش است. شیعیان همچنین مانند بسیاری دیگر از فرق اسلامی بر معاد جسمانی بسیار تاکید دارند و گرچه برخی شبهه‌ها و احتمالات درباره روحانی بودن معاد مطرح شده‌است، اما همواره از طرف علمای شیعه و سنی از جمله شیخ طوسی، خواجه نصیرالدین طوسی و امام محمد غزالی جواب داده شده و بر جسمانی بودن معاد تاکید شده‌است، تا آنجا که ابن سینا با آنکه معاد را در دوصورت جسمانی و روحانی قابل تصور میداند، اما میگوید: من از آنجهت که مسلمانم، معاد جسمانی را می‌پذیرم. اما میگویم عقل را راهی برای اثبات معاد جسمانی نیست. اگرچه قرنها پس از وی، صدرالمتالهین شیرازی به اثبات آن فائق آمد. همچنین شیعیان قرآن را کتابی محفوظ می‌دانند و همه آنها مدعی پیروی از قرآن و سنت محمد هستند و بخاطر پیروی از سنت پیامبر اسلام و دستور خداوند- شیعه تعیین جانشین پیامبر را تنها ویژه خدا و پیامبر می‌داند.
باور به ظهور یا بازگشت منجی و موعود در اکثر فرق اسلامی و همچنین دیگر ادیان روشن و غیرقابل کتمان است، آنچنانکه یهودیان چشم به راه پادشاه بنی‌اسرائیل‌اند و مسیحیان به بازگشت عیسی باور دارند، در باورهای زرتشتیان، بودیسم و برخی دیگر ادیان نیز میتوان گونه‌های مشابه این باور را یافت، در فرق اسلامی، مخصوصا فرق شیعه، در قرون پس از اسلام، این باور بسیار رایج و مشهود بوده‌است. کیسانیه قائم را محمد حنفیه فرزند دیگر علی بن ابیطالب میدانند، اسماعیلیه نیز قائم را اسماعیل فرزند ارشد جعفر بن محمد صادق می‌دانند. اما باور شیعیان اثنی عشری، این است که منجی آخرالزمان از آل محمد است و او را قائم آل محمد یا مهدی می‌نامند و معتقدند او آخرین و امام دوازدهم شیعیان، حجت بن حسن عسکری است.
اعتقاد به رجعت به معنای زنده شدن بعضی از مردگان در این دنیا و در هنگام ظهور مهدی، از دیگر باورهای شیعه‌است، برخی از علمای شیعه، رجعت را از ضروریات شیعه نمی‌دانند، اما هیچیک بدلیل ادله عقلی و نقلی و قرآنی آن را انکار نمی‌کنند. اگرچه برخی ادیان و حتی فرق اسلامی به گونه‌هایی از بازگشت به زندگی پس از مرگ در اشکال مختلفی چون بازگشت روح در بدنی دیگر یا به تناسخ یا بشکل حلول باور دارند، اما دیدگاه بخصوص شیعه در رجعت، یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های شیعه با دیگران است، بدین معنی که شیعیان نه تنها به معاد جسمانی باوری عمیق دارند، بلکه معتقدند که در آخر زمان و پس از ظهور قائم آل محمد، برخی از انبیاء مانند عیسی مسیح و اولیاء خدا مانند مالک اشتر و برخی از امامان شیعیان و همچنین برخی از اشقیاء و بدکاران دورانهای بشری رجعت نموده، به دنیا باز می‌گردند. بدین ترتیب در آخرالزمان، نیکوکاران بر دنیا حکمرانی نموده و بدکاران به مجازات خواهند رسید.

امامت
شیعه معتقد است قرآن و سنت پیامبر اسلام برای ایمان حقیقی لازم ولی ناکافی است. یک مسلمان برای شناخت وظیفه خود و سلوک به سوی خدا در هر زمان نیازمند پیشوایی است، که راه شناس و درستکار باشد و او را به سوی خدا راهنمایی کند؛ در غیر این صورت هر کس بر اساس تشخیص شخصی‌اش امر دین را تفسیر می‌کند و گمراه می‌گردد. این پیشوا حجتی است که توسط خدا انتخاب و توسط پیامبر و امامان پیشین به مسلمانان معرفی می‌گردد. بنابراین امامت مفهومی بسیار بنیادی است و امام ویژگیها و مسئولیت‌های متعددی از جمله تبیین و تفسیر دین و هدایت مردم دارد. خلافت پایین مرتبه‌ترین سطح وظایف امام است و تنها وقتی امام به خلافت دست می‌یابد که مسلمانان او را بخواهند و یاری نمایند. چنانکه امام علی در اوان خلافت می‌گوید:
«اگر نبود حضور حاضران و اقامه حجت به واسطه یاران و اگر نبود عهدی که خدا از آگاهان گرفته‌است تا بر ستمگری ظالم و ستم بر مظلوم آرام نگیرند، افسار شتر خلافت را وا می‌نهادم.(خلافت را نمی‌پذیرفتم.)»
البته یکی ازمنابع فقهی شیعه اجماع است درصورتی که کاشف از رای معصوم باشد وروایات ائمه وپیامبر سنت نامیده میشوند

عصمت
عصمت در عربی به معنای پاکی از گناه است. پیامبر اسلام، دخترش فاطمه زهرا و ائمه شیعیان در مرتبه‌ای قرار دارند که از هر گونه خطا و اشتباه مبرا می‌باشند. از این رو به آنان معصوم گفته می‌شود.

زیر شاخه‌های شیعه
دین اسلام در اصل دارای یک مذهب و یک مرام بوده‌است. اما این دین به مرور زمان به زیر شاخه‌های بسیار دسته‌بندی گردید که حتی ۷۲ زیرگروه نیز گفته شده‌است. شیعیان نیز از سده دوم هجری به بعد به چندین زیرگروه منشعب شده‌اند. امروز بیشتر شیعیان را «شیعیان دوازده امامی» تشکیل می‌دهند. مهم‌ترین مذاهب دیگری که از شیعه منشعب شده‌اند، عبارت‌اند از اسماعیلیان، زیدیه، کیسانیه، واقفیه و فطحیه. تمام این مذاهب علی رغم تفاوتهای آشکار اعتقادی و فقهی در مسأله ضرورت «امامت» اشتراک نظر دارند. البته تفسیر هر یک از امام و مصداق آن منحصربفرد است.

مفاتیح‌العلوم شیعیان را به پنج زیرگروه بخش می‌کند، زیدیه (پیروان زید بن علی)، کیسانیه (پیروان کیسان غلام علی بن ابیطالب)، عباسیه (منسوب به آل عباس بن عبدالمطلب)، غالیه، و امامیه .

خاستگاه
همه شیعیان معتقد به انتخاب خلیفه توسط خدا و ابلاغ آن توسط پیامبر هستند و بنابراین بر اساس حدیث غدیر علی را خلیفه بر حق می‌دانند، اما اهل سنت آنچه را در عمل واقع شده و سیره اصحاب پیامبر است، مشروع می‌دانند. بنابراین خلفای انتخابی بعد پیامبر را به ترتیب ابوبکر، عمر، عثمان و علی نامیده، به ایشان خلفای راشدین می‌گویند.
شیعیان بر این باورند که محمد در زمان حیاتش، جانشین پس از خود را تعیین کرد و پسر عمو و دامادش علی بن ابیطالب را به عنوان وصی و خلیفه پس از خود اعلام نمود. شیعیان بر این باورند که اساس و خاستگاه شیعه، دفاع از اسلام و ولایت و عدل است.
همچنین شیعیان در اثبات حقانیت خود به روایاتی از پیامبر اسلام در منابع اهل سنت استناد می‌کنند، که در آنها به «شیعه علی» اشاره شده‌است. از جمله سیوطی سنی مذهب روایت می‌کند زمانی پیامبر رو به امام علی کرد و گفت: «سوگند به آن که جانم به دست اوست این شخص - علی - و کسانی که شیعه و پیرو اویند در قیامت رستگارند.» علامه امینی از علمای شیعه‌است که از محبوبیت خاصی در میان شیعیان برخوردار است. وی تمامی روایات درباره واقعه غدیر را از کتب اهل سنت جمع‌آوری نموده و در چهل مجلد الغدیر منتشر نمود.
در مقابل، امروزه برخی، شیعه را مذهبی ساختگی دانسته و آن را به فردی بنام عبدالله بن سبا نسبت می‌دهند. اگرچه برخی از تواریخ و «کتب ملل و نحل»، وی را از غُلات (غالیان) شیعه و موسس فرقه سبائیه می‌دانند که قائل به الوهیت علی بوده‌است و بهمین دلیل مورد لعن و تکفیر علی بن ابیطالب واقع شده‌است و حتی برخی اخباری نقل میکنند که وی و پیروانش، بدستور علی در آتش سوزانده شده‌اند. علامه مرتضی عسکری در کتاب خود و همچنین برخی از خاورشناسان و حتی علمای سنی در قرون اخیر، عبدالله بن سبا فردی خیالی و ساخته و پرداخته مخالفان شیعه میدانند.

برخی از اهل سنت نیز بین فقه جعفری -آموزه‌های فقهی امام صادق- با مذهب تشیع تفاوت قائلند. نظیر شیخ شلتوت، مفتی اعظم الازهر که مذهب جعفری را نظیر مذاهب چهارگانه اهل سنت معتبر می‌دانست.

امامان شیعیان دوازده امامی
اکثریت شیعه، را شیعه‌ امامیه یا اثنا عشریه (دوازده امامی) تشکیل می‌دهد، از آنجا که آنان جانشینان پیامبر اسلام را ۱۲ نفر می‌دانند، اثنا عشریه (دوازده امامی) نامیده شده‌اند. نام و خصوصیات امامان دوازدهگانه در احادیثی که از پیامبر اسلام روایت شده، بیان گردیده‌است. آنان عبارتند از:

  1. امام علی بن ابی طالب
  2. امام حسن بن علی
  3. امام حسین بن علی
  4. امام علی بن الحسین (سجاد/زین العابدین)
  5. امام محمد بن علی (باقر)
  6. امام جعفر بن محمد (صادق)
  7. امام موسی بن جعفر (کاظم)
  8. امام علی بن موسی (رضا)
  9. امام محمد بن علی (تقی)
  10. امام علی بن محمد (نقی)
  11. امام حسن بن علی (عسکری)
  12. امام حجت بن الحسن (مهدی)

منابع شیعه در دین
شیعه امامیه، اصول و فروع دین اسلام را از چهار منبع به دست می‌آورد که عبارتنداز:

  • قرآن کریم
  • سنت نبوی
  • احادیث ائمهٔ اهل بیت
  • عقل و تفکر عقلی
  • اجماع(یعنی جمع میان موارد فوق به جز قرآن برای یافتن حقیقت)

علایم ظاهری شیعیان
در روایتی که از امام عسگری نقل شده‌است، ۵ چیز علامت مومن است:

۱.  ۵۱ رکعت نماز گزاردن (۱۷ رکعت فریضه و ۳۴ رکعت نافله در شبانه‌روز).

۲.  انگشتر در دست راست کردن.

۳.  اظهار(با صدای بلند خواندن) بسم الله الرحمن الرحیم در نماز(ابتدای حمد و سوره نمازهای یومیه)

۴.  زیارت امام حسین در روز اربعین

۵.  پیشانی را در سجده بر خاک گزاردن.

شیعیان این علامات را مخصوص خود می‌دانند. چه آنکه اهل سنت انگشتر در دست چپ و «بسم‌الله» را در نماز آهسته میخوانند و در سجده نیز پیشانی بر سجده‌گاه خود میگذارند.

شیعیان همچنین در نحوه وضوگرفتن با اهل سنت تفاوت دارند. همچنین در بعضی از آداب نماز که بعضی از آنها از ارکان نماز محسوب میشوند. از آن جمله، شیعیان در هنگام نماز با دست بحالت بسته نماز نمیگزارند. همچنین است در قیام بعد از رکوع و نحوه سلام دادن در آخر نماز.

جغرافیای تشیع
پراکندگی شیعیان و اهل تسنن در آفریقا، آسیا و اروپا:
جمعیت شیعیان حدود ۱۶٪ از کل جمعیت مسلمانان را تشکیل می‌دهد. بیشتر شیعیان دوازده امامی در ایران، عراق، آذربایجان، لبنان، افغانستان، پاکستان و حاشیه خلیج فارس زندگی می‌کنند. طبق آمار ۸۹ درصد مردم ایران و ۶۰ تا ۶۵ درصد مردم عراق و ۳۰ درصد مردم کویت و ۱۶ درصد مردم امارات متحده عربی شیعه دوازده امامی هستند. اما در خصوص شیعیان لبنان، آذربایجان، عربستان سعودی، بحرین و قطر آمار دقیقی در دست نیست. همچنین طبق آمار  ۲۰ درصد مردم پاکستان شیعه هستند که بخشی از آنها بخصوص در کشمیر اسماعیلی هستند. شیعیان کشور یمن(در جنوب عربستان سعودی)، عمدتاً از زیدیه هستند، اما از آنها نیز آمار دقیقی در دست نیست. همچنین بخشی از مردم ترکیه و سوریه نیز علوی هستند.

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 23:57 توسط تسنیم |
مولای مظلوم

سلام، ایام سوگواری مولا علی (ع) رو خدمتتون تسلیت می گم.

دوستان! مولا خیلی مظلوم اند. چه در زمان حیاتشون و چه الآن.
یادم نمی ره که یه روز با مادرم برای نماز ظهر رفته بودیم مسجد الحرام . کنار خونه خدا ایستادیم. مامانم گفت: بیا محل تولد حضرت علی (ع) رو نشونت بدم. رفتیم کنار شکاف ایستادیم و سراسر وجودمون رو تبرک کردیم. شیطونیم گل کرد؛ گفتم: بذار از این شرطه ها بپرسم محل ولادت امام علی (ع) کجاست. به یه شرطه گفتم: أینَ مَولِدُ عَلی (ع)؟ گفت: خانم! فارسی حرف بزن! و ادامه داد: علی (ع) در خونه خدا به دنیا نیومده. این یه حرفیه که شیعیان ساختند. اینجا یکی از صحابه به نام ... [اسمشو یادم نیست] به دنیا اومده...
دوباره با مادرم رفتیم کنار شکاف. مامانم گریه کرد برای مظلومیت علی...

از خود حضرت (ع) هم احادیثی روایت شده که دلالت بر مظلومیتشون داره:
من از همان زمان که پیامبر خدا رحلت کرد،همیشه مظلوم بودم.
من فکر می کردم که همیشه والی بر مردم ستم می کند، اما اکنون مردم بر والی ستم روا می دارند!

 

خدایا! می شه به زودی محل ولادت امیر المومنین رو دوباره ببینم.

به خود مولا قسم، خیلی دلتنگم!
خدا تو همین شب قدر برام رقم بزن...

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 23:32 توسط تسنیم |
شب قدر را قدر بدانیم

سلام دوستان!

 

شب قدر هم اومد.

حالا بیاین تو این شب قدریه، دعا کنیم:

دعا کنیم که امام زمانمون (عج) سلامت باشند و امسال آخرین سال انتظار ما باشه.

دعا کنیم که زیارت مکه، مدینه، نجف، کربلا، کاظمین، مشهد، سامرا، دمشق و قم و ... قسمتمون بشه.

دعا کنیم که همه مسلمونا تو سلامتی و صلح و امنیت بسر ببرند.

دعا کنیم که ...

و دعا کنیم که حاجت های همه مسلمونا مخصوصا بچه شیعه ها – اگه به صلاحشونه – برآورده بشه.

 

 خدایا! خودت برامون یه سرنوشت خوب رقم بزن. ممنونتم...

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 16:4 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ بعضی قوانین جالب و عجیب کشور عربستان!
  • فروش سگ و گربه در این کشور ممنوع است.
  • ورود غیر مسلمان به شهرهای مکه ومدینه ممنوع است.معمار بهترین هتل مکه (هتل هیلتون) که غیر مسلمان است. مجبور شدازطریق دوربین وبرروی یکی از تپه‌های اطراف شهر پروژه ساخت هتل را نظارت وپیگیری کند.
  • سالن سینما در عربستان وجود ندارد.
  • عکسبرداری در بیشتر اماکن عمومی ممنوع است.
  • جادوگران گردن زده می‌شوند.
  • بعضی از علمای مذهبی عربستان خواهان قانونی شدن برده داری هستند.
  • در اماکن عمومی وغذاخوری‌ها جداسازی جنسیتی به شدت اجرا می‌شود.
  • براثر فشار بیش ازحد برروی زنان، آمار خودکشی زنان بالاست.
  • در عربستان چهار انگشت فرد سارق بریده می‌شود.همچنین در بعضی موارد وبرای قصاص اعضای دیگر بدن نیز بریده می‌شود. در این کشور افراد مجرم در ملأ عام گردن زده می‌شوند.عربستان ازلحاظ میزان سرانه اعدام در رتبه دوم بعداز سنگاپور قراردارد.
  • تاکنون میلیونها کتاب مذهبی اقلیت مذهبی توقیف وآتش زده شده‌است.

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 16:24 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ فرهنگ نقاب در عربستان

پوشش زنان سعودی در مجامع عمومی چادر سیاه گشادی است که از سر تا پا را در بر می‌گیرد و عبایه گفته می‌شود. پوششی که صورت زنان سعودی را فرامی گیرد نقاب (روبنده) نام دارد.
نقاب‌ها در عربستان به سه شکل هستند. نقاب کامل که معمولاً به وسیلهٔ یک یا چند پردهٔ نیمه شفاف یا مشبّک چشم‌های زن را هم می‌پوشاند، نقاب درزدار یا نقاب مُشِقّ که دو یا شکاف برای چشم‌ها در آن در نظر گرفته شده‌است، نوع سوم نیم نقاب است که علاوه بر چشم‌ها، پیشانی و ابروی زن را نیز نمایان می‌کند.(علما این نوع نقاب را حرام دانسته‌اند) علمای عربستان سعودی از جمله شیخ ابن عثیمین، شیخ ابن باز، شیخ صالح المنجّد و عبدالعزیز الشیخ که از مذهب حنبلی و دعوت محمد بن عبدالوهاب مشهور به سلفیه پیروی می‌کنند اجماعاً معتقد به واجب بودن پوشانیدن صورت(به جز چشم‌ها) هستند.
پوشاندن دست‌ها و صورت برای تمام دخترانی که به بلوغ رسیده‌اند اجباری ست. مدارس سعودی تمام دخترانی را که بیش از ده سال سن دارند مجبور به پوشیدن نقاب می‌کنند.از زنان و دختران انتظار می‌رود هنگام خروج از خانه صورت و دست‌های خود را به طور کامل بپوشانند. پلیس مذهبی عربستان که مطوعین نام دارد بر رعایت حجاب نظارت دقیق دارد.نیروهای مطوعین در مراکز خرید، رستوران‌ها، فروشگاه‌ها، معابر و گذرگاه‌ها، گشت می‌زنند و زنانی را که حجاب موافق مقررات شرعی ندارند، دستگیر می‌نمایند.
در سال ۲۰۰۳، پافشاری پلیس مذهبی عربستان دربارهٔ رعایت نقاب به مرگ پانزده دختر نوجوان در آتش سوزی یک مدرسهٔ راهنمایی دخترانه در مکّه انجامید. عوامل وابسته به دولت ریاض، در این سانحه، مانع از آن شدند که دخترانی که صورت خود را نپوشانده بودند، از کام آتش بگریزند. روزنامه نگارهای عربستان در خارج کشور از این کار نیروهای مطوعین ابراز نفرت و انزجار کردند. مرگ این دختران جنجال بزرگی در عربستان سعودی به راه انداخت و مقامات سعودی را بر آن داشت تا کنترل کامل مدارس دخترانه را دوباره بازپس بگیرند.
از یک سو این روی داد باعث انتقاد اصلاح طلبان به سیاست‌های مذهبی کشور عربستان شد، عبدالکریم قلعاد گفت که اجبار زن برای پوشاندن صورتش در دین نیست. با این حال این انتقادات، تأثیر قابل توجّهی نداشته‌است و حاکمیت مذهبی عربستان مخالفت خود را با هرگونه آزادی بیشتر زنان اعلام نموده‌است. پلیس مذهبی تا به حال برخی از زنان سعودی تحصیل کردهٔ خارج را برای جرایمی چون نداشتن پوشش کامل به تازیانه محکوم کرده‌است.
در پایان سال ۲۰۰۴، زنان که تا کنون شناسنامه مستقل نداشتند، و فقط اسمشان در شناسنامهٔ پدر ذکر می‌شد، دارای شناسنامهٔ مستقل گردیدند، امّا عبدالعزیز الشیخ با پافشاری بر حرام بودن گشودن چهره زنان، مخالفت خود را با عکس دار کردن شناسنامه‌ها اعلام کرد.
رعایت نقاب در عربستان، پشتوانهٔ قوی فرهنگی و اجتماعی دارد. زنان سعودی خود را ملزم به پوشیدن نقاب می‌دانند. ارزش‌های سنتی اسلامی جایگاه اصلی و اساسی را در خانواده‌های سعودی ایفا می‌کند. دولت عربستان رعایت حجاب را در دو شهر جّده و ریاض آزاد اعلام کرده‌است.

برای اطلاعات بیشتر درباره نقاب (تعریف، تاریخچه، نقاب در ادیان مختلف، نقاب در نزد شیعه و اهل سنت، نقاب در غرب، انواع نقاب و...)، روی ادامه کلیک کنید.

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 11:6 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ وضعیت زنان

وضعیت زنان

·         بحران هویت زنان سعودی پس از چندین دهه بررسی و به دنبال به وجود آمدن مشکلات مربوط به هویت، وزارت کشور عربستان در آوریل ۲۰۰۵ با حق زنان سعودی برای داشتن کارت شناسایی در صورت درخواست خود آنها موافقت کرد.بسیاری از زنان تصمیم گرفتند از داشتن کارت شناسایی صرف نظر کنند نه به این دلیل که آنها نمی خواستند کارت شناسایی داشته باشند، بلکه این محرومیت به این دلیل بود که پدر، همسر یا برادر آن‌ها به دلیل چاپ عکس زنان بر روی کارت شناسایی، با اعطای کارت شناسایی به زنان مخالفت می کردند. این مخالفت با تکیه بر این اصل اسلامی که مردان سرپرست زنان هستند و در نتیجه آنها به داشتن هویت رسمی نیاز ندارند، توجیه می شد.در هرحال، امروزه زنان بسیاری دارای کارت شناسایی هستند. واقعیت این است که بخش‌های دولتی بسیاری وجود دارند که کارت شناسایی را نمی پذیرند.این ادارات دولتی برای شناسایی فرد (زنان) کارت شناسایی خانوادگی یا دو شاهد برای تأیید هویت زنان درخواست میکنند. در واقع، یکی از بخش‌هایی که گفته می شود با کارت شناسایی زنان مخالفت می¬کند، دستگاه قضایی است.

·         رانندگی برای زنان سعودی رانندگی زنان در عربستان سعودی ممنوع است و با وجود برخی تلاشهای انجام شده برای لغو این ممنوعیت، به دلیل مخالفت مقامات روحانی این کشور، این تلاشها به نتیجه نرسیده‌است.در ۲۴ آگوست ۲۰۰۶ یکی از نمایندگان مجلس مشورتی عربستان در مورد اعطای حق رانندگی به زنان این کشور رد شد. رییس مجلس این کشور در این مورد گفت: موضوع رانندگی زنان بر اساس فتوای مقامات مذهبی کشور ممنوع است و مجلس حق دخالت در این مورد را ندارد. آل زلفه، نماینده‌ای که موضوع لزوم اعطای حق رانندگی به زنان را مطرح کرده بود، می‌گوید:چنانچه زنان حق رانندگی داشته باشند مجبور به استخدام مردان خارجی به عنوان راننده نیستند و این مسئله علاوه بر حل مشکلات اجتماعی به اقتصاد خانواده نیز کمک می‌کند.در سال ‪ ۱۹۹۰میلادی چهار زن آلمانی الاصل مقیم سعودی با نادیده گرفتن این ممنوعیت اقدام به رانندگی در سطح شهر ریاض کردند که بلافاصله توسط پلیس دستگیر شدند. روزنامه‌های محلّی مطلب توهین آمیزی علیه آنان انتشار دادند و خواستار اخراج آن‌ها از شهر شدند.علمای عربستان نیز بر حرام بودن رانندگی زنان به دلیل ایجاد فساد و آسیب رساندن به عفت پافشاری کردند. از سوی دیگر، سازمان رانندگی عربستان اعلام کرد که علّت ممنوعیت رانندگی زنان این است که زنان اگر نقاب را رعایت کنند، به سختی می‌توانند رانندگی کنند و این احتمال تصادفات را افزایش خواهد داد.

·         حق رای برای زنان سعودی دولت‌ عربستان‌ اعلام‌ کرده‌ که‌ زنان‌ نمی‌توانند در نخستین‌ انتخابات‌ سراسری‌ این‌ کشور که انتخابات شورای شهر است رای‌دهند. علما این تصمیم دولت را تایید و رای دادن زنان را موجب فساد و خلاف عفت دانستند. عمر هیاج الزین به عنوان رییس دولت اعلام کرد که زنان فاقد صلاحیت لازم برای قضاوت دربارهٔ کاندیداهای انتخاباتی هستند. هر چند برخی دیگر اعلام این ممنوعیت را مشکل هویت زنان می‌دانستند و این که اکثر زنان کارت شناسایی ندارند.

·         تحصیلات و آموزش با این که دولت سعودی دختران را از آموزش منع نکرده‌است، و حتی آموزش رایگان نیز برای ایشان در نظر گرفته‌است، حضور دختران در آموزشگاه‌ها و مدارس بسیار محدود است. طبق آمار رسمی دولت سعودی ۵۵ درصد دانش آموزان ابتدایی، ۷۹ درصد دانش آموزان متوسطه و ۸۱ درصد دانش آموزان دبیرستان پسر هستند. دیدگاه‌های سنتی در عربستان باعث شده‌است که بسیاری از دختران در سنین پایین مدرسه را ترک می‌گویند. در عربستان، مدارس و دانشگاه‌های متفاوت برای دختران و پسران وجود دارد و هیچ مدرسهٔ مختلطی در آن جا یافت نمی‌شود. با این حال بسیاری معتقدند، مدارس و دانشگاه‌های مربوط به زنان از کیفیت آموزشی پایین تری برخوردارند. تحصیل زنان در کلیهٔ رشته‌های فنی و مهندسی، و نیز رشتهٔ حقوق ممنوع می‌باشد.

·         فعالیت اقتصادی برای زنان در قوانین سعودی، اشتغال زنان به هر کاری جز تدریس و پرستاری ممنوع گشته‌است.تدریس برای زنان محدود به کلاس‌های دختران می‌شود و آن‌ها حق تدریس برای پسران را ندارند. با این حال باز هم شرکت زنان در مشاغل بسیار محدود است و برای این کارها نیز اجازهٔ رسمی شوهر یا ولی شرط محسوب می‌شود.علما اشتغال زن به هر کاری که باعث همکاری و ارتباط با مردان نامحرم می‌شود، را حرام اعلام کرده‌اند.

·         جداسازی زنان و مردان ورود زنان بدون همراهمی محرم به بسیاری از اماکن عمومی سعودی از جمله بانک‌ها، رستوران‌ها، فروشگاه‌ها ممنوع است.رستوران‌های سعودی معمولاً دو بخش جدا برای مجردها و خانواده‌ها دارند. بخش خانوادگی رستوران‌ها به غرفه‌های کوچک تنظیم شده‌است که زنان می‌توانند در آن نقاب را برداشته و غذا بخورند، بدون این که مرد نامحرمی وارد شود.شرکت زنان در مجامع عمومی حتی در مسجد بسیار محدود است.از زنان سعودی انتظار می‌رود هنگام خروج از خانه، حتماٌ با مرد محرم همراه باشند.

·         حق سفر علمای حنبلی سفر زنان را بدون همراهی مردی از محارمش ممنوع می‌دانند. در عربستان سعودی این قانون به دقت اجرا می‌شود و به زنانی که محرم به همراه ندارند، اجازهٔ خروج داده نمی‌شود. این قانون هم در سفرهای درون کشور و هم در سفرهای برون کشوری صادق است.

·          قوانین حقوقی قوانین حقوقی عربستان برگرفته از تفسیر احمد حنبل از احکام قرآن است. مردان مجاز به ازدواج با چهار زن هستند، طلاق دادن زنان بسیار ساده انجام می‌گیرد. مجازات زنا در کشور سعودی، سنگسار است.

·         حجاب برداشت علمای سعودی از حجاب اسلامی، پوشاندن تمام بدن از جمله صورت و دست هاست. پلیس مذهبی عربستان همواره بر این نوع پوشش زنان تاکید داشته و زنانی را که چهره خود را در انظار عموم می‌گشودند، به حبس و تازیانه محکوم می‌کرده‌است. قانون حجاب از عوامل محدود کنندهٔ زنان سعودیست.

۰      استفاده از اینترنت زنان عربستان سعودی به اطلاعات فراوانی که می‌توان در اینترنت یافت اجازهٔ دسترسی دارند.

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 6:41 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ مذهب، سیاست و حکومت

مذهب

اسلام وهابی یکی از جنبه‌های اصلی زندگی در جامعهٔ عربستان و تنها دین رسمی آن کشور است. مذاهب دیگر اهل تسنن و نیز مذهب شیعه نیز در عربستان رواج دارد. ارزش‌های دینی در عربستان سعودی، فرهنگ، و سیاست را تحت تأثیر قرار می‌دهد.


سیاست

از سال ۱۹۳۲ که سلطنت سعودی بنیان نهاده شد، این کشور پادشاهی مطلقه داشته‌است. در این کشور حزب سیاسی، پارلمان، و انتخابات وجود ندارد. دین از قدرتمندترین نهادهای جامعه‌است و نظام قضایی وابسته به دولت است. خانوادهٔ سلطنتی خواستار سلطهٔ کامل سیاسی بر عربستان بوده‌اند. هم اکنون نیز قدرت در عربستان سعودی در دو قطب کبارالعلما و پادشاه متمرکز است.


حکومت

نوع حکومت در این کشور به صورت پادشاهی در دست خاندان آل سعود است.پادشاه باید برای اغلب تصمیم‌هایی که می‌گیرد تأیید علما و رهبران دینی کشور را کسب کند. پادشاه مسؤول حفظ و حراست مسجدالحرام در مکه و مسجد النبّی در مدینه (معروف به حرمین شرفین) است.
در عربستان سعودی زعما و مدرسان طراز اول دین اسلام، همواره نقش مهمی در کشور ایفا کرده‌اند و قدرت سیاسی نامحدودی دارند. علمای عربستان سعودی شامل دانشمندان دینی، قضات، وکلا، مدرسان، و پیشنمازان هستند. در عربستان سعودی، شورای علمای اعظم قدرت عزل و نصب پادشاه را دارند. این گروه به صورت هفتگی با شاه ملاقات می‌کنند. در بسیاری از موارد حکومتی، شاه با علما مشورت می‌کند. اغلب علمای عربستان سعودی به خاندان بزرگ الشیخ تعلق دارند که از نوادگان محمد بن عبدالوهاب بنیانگذار فرقهٔ وهابیت هستند. این علما، با خانوادهٔ سلطنتی پیوند نزدیکی دارند.

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 13:44 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ جغرافیا، منابع طبیعی، تقسیمات کشوری و اقتصاد

جغرافیا

کشور پادشاهی عربستان سعودی، یکی از کشورهای غرب آسیاست. این کشور در شبه جزیره عربستان واقع شده است. کشور عربستان در خاورمیانه و هم مرز با خلیج فارس و دریای سرخ است. در جنوب این کشور، یمن قرار دارد. این کشور از شمال با عراق، اردن و کویت، از سوی خاور با  قطر، امارات متحدهٔ عربی و خلیج فارس و در جنوب شرقی با عمان مرز مشترک دارد. آب و هوای این منطقه، گرم و خشک است. تفاوت دمای شب و روز زیاد است. اکثر زمین آن را بیابان‌های ماسه‌ای تشکیل می‌دهد. ربع الخالی که یک چهارم مساحت عربستان را تشکیل می‌دهد خالی از سکنه‌است. بلندترین نقطهٔ عربستان کوه سوداء با سه هزار و پانصد و پنجاه متر ارتفاع است.


منابع طبیعی

این کشور از نظر منابع طبیعی چون طلا و مس، نفت، گاز، و آهن غنی ست. هر چند از نظر جنگل و مناطق جنگی، کشتزار دائمی و زراعت با فقر روبه روست. مخاطرات طبیعی چون طوفان‌های شن بسیار اتفاق می‌افتد. اغلب گیاهان در واحه‌ها می‌رویند. شتر در زندگی سنتی عربستان نقش مهمی ایفا می‌کند. حیوانات اهلی از جمله شتر، گوسفند و بز بیش از حیوانات دیگر دیده می‌شوند. روباه، خرگوش، موش صحرایی، جوجه‌تیغی، عقاب، کرکس، و جغد در عربستان دیده می‌شوند اما نسل شترمرغ و شیرآفریقایی در آن جا منقرض شده‌است. فلامینگو، پلیکان، حواصیل، و پرندگان آبزی در نواحی ساحلی عربستان وجود دارند. مارهای کشندهٔ بیابانی از جمله مارکبرا و افعی شاخدار در بعضی مناطق فراوانند.


  تقسیمات کشوری

کشور عربستان‌ سعودی متشکل از ۱۳ استان می‌ باشد:

۱. باحه ۲. مرزهای شمالی ۳. جوف ۴. مدینه ۵. قصیم ۶. ریاض ۷. منطقه شرقی ۸. عسیر ۹. حائل ۱۰. جیزان ۱۱. مکه ۱۲. نجران ۱۳. تبوک

پایتخت این کشور شهر ریاض می باشد

 

شهر ریاض


اقتصاد

اقتصاد عربستان، موفق و مبتنی بر نفت است. دولت بر فعالیت‌های عمدهٔ اقتصادی کنترل دقیق دارد. حدود ۳۵ درصد محصولات عمدهٔ داخلی به بخش خصوصی تعلق دارد. تقریباً ۴میلیون کارگر خارجی در اقتصاد عربستان، به خصوص در بخش نفت و خدمات، نقش مهمی ایفا می‌کنند. کاهش شدید قیمت نفت در سال ۱۹۹۸ ضربهٔ شدیدی بر اقتصاد عربستان بود که سبب شد محصولات عمدهٔ داخلی به میزان ۱۱ درصد کاهش یابد و کسری بودجه به ۳/۱۲ میلیارد دلار برسد. در سال ۱۹۹۹ به دلیل قیمت کم نفت، دولت برنامه‌هایی را برای کاهش هزینه اعلام کرد و قسمت بیش تری را از اقتصاد به بخش خصوصی سپرد. کمبود آب و رشد سریع جمعیت تلاش‌های دولت را برای خوداتکایی در زمینهٔ کشاورزی محدود کرده‌است. عربستان با تورم ۵/۱ درصدی کم ترین میزان تورم در خاورمیانه را داراست. عربستان در تولید نفت خام، پالایش نفت، پتروشیمی، سیمان، فولاد، کودشیمیایی و پلاستیک صنعت موفقی داشته‌است.
عمده ترین محصولات کشاورزی عربستان عبارت‌اند از گندم، جو، گوجه فرنگی هندوانه خرما، لیمو، تخم مرغ، شیر.
عربستان از عمده ترین قطب‌های گردشگری مذهبی است.به دلیل واقع شدن خانهٔ کعبه، در این کشور، بسیاری از مسلمانان جهان، به عربستان سفر می‌کنند. عمده ترین بازارهای جهانگردی عربستان، اندونزی، مصر، ایران و پاکستان است.
عربستان برای بازسازی لبنان در سال ۱۹۹۰، ۱۰۰ میلیون دلار کمک اقتصادی نموده‌است. هم چنین از سال ۱۹۹۳، ۲۰۸ میلیون دلار را برای کمک به مسلمانان فلسطین اختصاص داده‌است.
واحد پول این کشور ریال سعودی است. هر دلار آمریکا برابر با ۷۴/۳ ریال عربستان است. این نرخ از سال ۱۹۸۵ تا کنون ثابت مانده‌است.

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 6:34 توسط تسنیم |
جان به قربان دو جوان اهل بهشت...

جان به قربان دو جوان اهل بهشت...

عجبا!
امشب تولد امام حسنه (ع)، ولی زیارت امام حسین (ع) وارد شده.
اینم لینک ارتباط مستقیم با حرم حضرت ابا عبدالله (ع)، زیارت امشبو از دست ندید!

 

ارتباط مستقیم


با حرم حضرت ابا عبدالله


الحسین (ع)

 

پیشاپیش زیارت قبول!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 21:53 توسط تسنیم |
آقامون علی(ع) پدر شد!

میلاد کریم اهل بیت،غریب بقیع، امام حسن مجتبی(ع)، برهمه دوستدارانشون مبارک.

امام حسن! تو رو به مادرت زهرا (س)، امشب ما رو لایق عیدی گرفتن بدون!

شب، سحر شد؛
شب ِ بخشش گناه بشر شد؛
قمر ماه رمضون جلوه گر شد؛
آقامون علی پدر شد.

کی گفته حاجتم رواست؟
کی گفته دردامون دواست؟
کریم آل طه، پَر ِعباتو می گیرم،
حاجت من همینه، که در خونت بمیرم.

اگه برسه یه شبی پای من گدا به در خونه علی و فاطمه اول عاشقیمه؛
آقام امام حسن کریمه،
دلدادگیم از قدیمه....

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 18:2 توسط تسنیم |
اطلاعات عمومی برای عمره گذار _ تاریخچه عربستان

عربستان احتمالاً محل اولیه زندگی سامی‌ها بوده است, که از چهار هزار سال قبل از میلاد مسیح به بین النهرین و فلسطین مهاجرت نمودند و بعدا به آشوری ها, بابلی ها, کنعانی‌ها و آموری‌ها معروف شدند.

دوران باستان – در هزار سال اول قبل از میلاد – حکومت منائیان در منطقة عسیر و در جنوب حجاز در طول ساحل دریای سرخ برقرار شده بود. در قرن اول قبل از میلاد, منائیان از مرکز تجارت خود در ددان (الاولی) دست کشیدند. منائیان یک مرکز تجاری در قسمت شمال مدائن تأسیس نمودند. در قسمت شرقی کشور دیلمون قرار داشت که ظاهراً یک مرکز سیاسی – فرهنگی واقع در کرانة خلیج فارس بود. برخی این محل را همان جزیره بحرین دانسته‌اند اگرچه بخش‌هایی از قطعه اصلی نیز جزء آن بوده‌است و با قسمت‌های داخلی سرزمین که اکنون عربستان سعودی نامیده می‌شود روابط تجاری داشته‌است.

اسکندر مقدونی قبل از مرگ نابهنگام خود در سال ۳۲۳ قبل از میلاد قصد داشت عربستان را تصرف نماید. و بعد از مدتی حاکمان بطالسه مصر تا حدودی بر ینبع سلطه یافتند. ولی نبطیان مانع از سلطة آنها شدند. سپس کشور در معرض مبارزات سلطه طلبانه حبشی‌ها و پارسها قرار گرفت.در قرن پنجم بعد از میلاد, مکه از نظر اهمیت جایگزین شهر پترای در دورة نبطیان شده بود.

اعراب قبل از اسلام یک زندگی بدوی داشتند و قبائل عرب که برای امرار معاش به چوپانی وابسته بودند در جستجوی آب و چراگاه از جائی به جائی کوچ می‌کردند. کمبود آب و چراگاه موجب بروز رقابت و در نهایت جنگ و درگیری بین قبائل می‌گردید. برحسب فرمایش قرآن کریم این سرزمین از زمان بنا شدن خانه خدا بوسیله حضرت ابراهیم مورد توجه خداپرستان بوده‌است. در دوران بت پرستی نیز بتهای بزرگ در آن نگهداری می‌شده. با ظهور محمد (ص)، عربستان مرکز پایه گذاری تمدنی وسیع اسلامی شد.در زمان زندگی محمد اولین نظام سیاسی و اجتماعی پیشرفته برقرار شد. دین اسلام طی حیات او تقریبا درتمام عربستان رواج یافت. پس از فوت محمد (ص)، دوره خلفای راشدین (ابوبکر، عمر، عثمان وعلی ابن ابیطالب) آغاز شد و ...

حکومت عربستان سعودی در سال ۱۷۵۰ به وسیله محمد بن سعود پایه‌ریزی شد. پس از وی عبدالعزیز بن سعود با پشتیبانی شیخ محمد بن عبدالوهاب شهر ریاض را به تصرف درآورد. در عهد عبدالعزیز، عسیر، تهامه، حجاز، عمان، احساء، قطیف، زیاره، بحرین، وادی الدّواسر خرج، محمل وشم، سُدَیر قصیم، شمّر، مجمعه، منیح، بیشه، رنیّه، و ترابه تحت تصرّف وهابیان درآمد. سعود بن عبدالعزیز، فتوحات وهابیان را در شبه جزیره تا خلیج فارس ادامه داد. در زمان ابراهیم بن سعود عربستان از مصر شکست خورد و طوسون پاشا فرمانده سپاه، مکّه را فتح کرد اما نتوانست در مدینه پیشروی کند و به قاهره بازگشت. پس از طوسون پاشا، برادرش، ابراهیم پاشا، نجد را تصرّف کرد، خود را به درعیّه رسانده، پایتخت آل سعود را به محاصره درآورد و مقاومت وهابیان را بار دیگر در هم شکست. دوران حکومت عبدالله بن سعود، اوج نفوذ فرهنگ اروپا در عربستان بود تا این که عبدالله بن سعود شکست خورده، به دستور ابراهیم پاشا، محکوم به اعدام شد.

اولین تلاش در زمینهٔ برپایی مجدّد حکومت آل سعود توسط مشاری بن سعود بود. پس از وی ترکی بن عبدالله ریاض را تصرف کرد. فیصل بن ترکی تشکیل حکومت دوم آل سعود را اعلام نمود. خالد بن سعود به حکومت نجد منصوب شد امّا اعراب بر وی شوریده، او را از ریاض بیرون کردند. در دوران حکومت عبدالله بن ثنیان مصر ارتش خود را از عربستان فراخواند. عبدالله بن فیصل با همدستی قبیلهٔ عجمان و سعود، به منطقه احساء حمله کرد.سعود بن فیصل قطیف را دوباره به فتوحات سعودی افزود. عبدالرحمن بن فیصل به درگیری با حکومت آل رشید پرداخت و سرانجام از آن‌ها شکست خورد و دولت دوم سعودی نیز از بین رفت.

دولت سوم سعودی را عبدالعزیز بن عبدالرحمن بنیان نهاد. پس از مرگ عبدالعزیز، سه پسر دیگرش با نام‌های ملک فیصل و ملک خالد و ملک عبدالله در چند دوره به حکومت رسیدند. با مرگ خالد، برادرش فهد، به طور رسمی پادشاه عربستان شد و لقب خادم الحرمین الشریفین را برای خود برگزید. وی برای ترویج آیین وهابیت کوشش بسیار نمود و روابط و مناسبات سیاسی با غرب برقرار کرد. با مرگ فهد، برادرش عبدالله بن عبدالعزیز به پادشاهی عربستان برگزیده شد.

منبع: دانشنامه  ویکی پدیا

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 14:39 توسط تسنیم |
خاطرات مدینه - 3

خاطرات مدینه - 3


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 6:17 توسط تسنیم |
خاطرات مدینه - 4

خاطرات مدینه - 4


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 6:17 توسط تسنیم |
خاطرات مدینه - 5 و کمی مکه

 خاطرات مدینه - 5
و کمی مکه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 6:17 توسط تسنیم |
خاطرات مدینه - 2

 خاطرات مدینه - 2


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 6:15 توسط تسنیم |
خاطرات مدینه - 1

 خاطرات مدینه - 1


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 6:13 توسط تسنیم |
سلام بر اولین بانوی مومن اسلام

سلام، وفات بانوی بزرگ اسلام، ام المومنین و المومنات، حضرت خدیجه کبری (س) رو خدمتتون تسلیت عرض می کنم.

 حرفایی با حضرت خدیجه (س):
خدیجه جان! چرا لقب بهترین همسر پیامبر (ص) رو از تو ربودند؟ به کدام علت؟ شاید به این جرم که تو مادر زهرایی (س)؟  یه روز تو مدینه اسم تو رو به زبون آوردم، همون موقع فهمیدم که تو هم مثل فرزندانت، فقط تو قلب شیعه هایی!  

•        تو بهتر بودی، که اولین مومن بودی، تو که تو مکه در سخترین شرایط زندگی کردی، و اهانت مشرکان به شوهرت رو دیدی و ...  یا اونا که تو مدینه در رفاه و خوشی کامل بودند و کبکبه و دبدبه داشتند که همسر رسول خدا (ص) هستند؟

•        روزی به دنبال یک امین می گشتی تا اموالت رو برای تجارت به او بدی، و روزی تمام اموالت رو بدون چشم داشت، به حبیب قلوب، پیامبر آخر الزمان (ص) دادی تا دلهای مردم رو به سوی اسلام بیاره. شاید این آیه اشاره ای به این عمل نیک تو باشد: والمولفة قلوبهم؛ ولی نبودی روزی را ببینی که در مدینه در مذمت زیادخواهی عده ای از زنان پیامبر - در تقسیم غنایم جنگی - ،این آیه نازل شد:
یا ایها النّبی قل لأزواجک ان کنتنّ تردنَ الحیوة الدنیا فتعالینَ اُمتعکنّ و اُسرّحکنّ سَراحا ًجَمیلا ً

•        اگر همیشه یاور محمد بودی، خوش به حالت روزی رو ندیدی که بعضی از همسران پیامبر (ص)، برای آن عزیز دل، توطئه کردند؛ تا اونجایی که خود خدا اونها رو تهدید به طلاق کرد! عَسی رَبّه إن طلقکنّ

•        تو بهتر بودی که مادر خونده علی (ع) بودی. تو که جانشین پیغمبر (ص)، تو خونه تو بزرگ شد یا اونی که با علی (ع) وارد جنگ شد. اونی که جنگ جمل رو راه انداخت در حالیکه از بیرون رفتن از خونه منع شده بود: و قرنَ فی بیوتکنّ 

•        ای اولین ایمان آورنده! عجب خانواده ای داری، شوهرت و دامادت بهترین مردان جهانند، خودت و دخترت بهترین زنان اهل بهشت و پسران دخترت، دو سرور جوانان اهل بهشت!

زود رفتی، زود!
و زود محمد را تنها گذاشتی!
خدیجه جان اگر 3 سال بیشتر می ماندی - بعد از روزهای آزار و انکار محمد (ص) در مکه - ، روزهای سروری او را در مدینه می دیدی. ولی گویا این تقدیر الهی بوده که تنها، تو روزهای سخت در کنار محمد (ص) باشی.

و ای محمد! جان به قربانت! که امروز، مادر فرزندت فاطمه (ص) رو از دست دادی؛ نمی دونم شاید خدا می خواست زیاد غصه نخوری که تو ماه خودش، خدیجه رو از پیشت برد.
ای محمد! اندوه ما را در فراغ همسرت خدیجه بپذیر و در قیامت شفیع ما باش!

 گنبد و بارگاه حضرت خدیجه (س)

قبرستان ابوطالب - مکه مکرمه

 

برای مشاهده زندگی نامه حضرت خدیجه (س) رو ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:40 توسط تسنیم |
عاشق زیارت حضرت بشیر (ص) و جو گیر وبلاگ نویسی

سلام دوستان! خوب هستید؟ من که اصلا خوب نیستم. دیشب خیلی معده ام درد گرفته بود. به همین دلیل امروز نتونستم روزه بگیرم. 4 تا عامل وجود داره که من معده درد می گیرم:

1. پرخوری و روهم خوری: پریشب به علت فشار روانی، موقع افطار افسار از دستم رفت. همیشه برای افطار دو تا چای می خورم، یکی با نون، یکی هم شکر پهلو(!)، و 3-2 ساعت بعدش میوه می خورم؛ ولی دو شب پیش هم چایی خوردم، هم آش رشته ی شعله قلمکار و هم شیر(البته هر کدوم رو با فاصله یک ساعت خوردم!).

2. بد نشستن: دیروز کمی کلیه هام درد می کرد،  که به این دلیل کمی بد نشستم، البته سهم وبلاگ نویسی در بد نشستن بیشتره، چون من ساعت ها می نشینم تا مطالبمو بنویسم.

3. کم خوابیدن: با اینکه الآن که روزه هستیم و باید بیشتر بخوابیم، ولی من به علت وبلاگ نویسی کمتر می خوابم.

4. [مهمترین عامل] استرس، ناراحتی و هیجان (مخصوصا وقتی کم خوابیده باشم): جاتون خالی دیروز داشتم خاطره ورود به مدینه رو می نوشتم که خیلی هیجان زده شدم مثل روز رفتنمون داشتم بال در می آوردم و دیوانه می شدم. در حین نوشتن مطالب هم، یه تواشیح به نام یا نبی گذاشتم:


یا رسول الله جملگی عاشق و دلباخته زیارت آن حریم نبوی ات هستیم و دعایمان این است:
اللهم ارزقنا توفیق زیارت قبر نبیک صلی الله علیه و آله و سلم

یا نبـــی یا نبـــی یا نبـــی سلام علیک             یا نبـــی یا نبـــی یا نبـــی سلام علیک
صلوا علی خیر الانام، المصطفی بدر التمام  صلوا علیه و سلموا، یشفع لنا یوم السِحاب
یا نبـــی یا نبـــی یا نبـــی سلام علیک              یا نبـــی یا نبـــی یا نبـــی سلام علیک
رحمت حق در جهان شد منجلی امشب               مصطفی ازجانب حق شد نبی امشب
شد منور عرش هستی از گل سرمد                           از وجود خاتم پیغمبران احمد
خیر هاد للعباد اقوم السبل                                 و المرجی فی المعاد ساعة الفصل
آسمان جشن و سرور است و چراغانی                    مبعث خیر الانام و عید عرفانی
خیر  خلق  الله  جمعا ً سید  الرسل                    رحمة   الخلاق   فینا ، ملجاء  الکلّ
ذو المعالی و الکمال، ماجد الاصل                    حائز اسنی الخصال صاحب الفضل

حسابی جو گیر شدم، به خاطر همین کلی گریه کردم. بعد از نوشتن، برای اینکه کمرم صاف بشه، رفتم یه کم دراز بکشم که یه دفعه دیدم کامپیوتر خود به خود Restart  شد و تمام اون مطلب زیادی که نوشته بودم از بین رفت. خیلی ناراحت شدم، چون خیلی با حس و حال و زیبا نوشته بودم، حیف شد... (البته یه بار دیگه هم که مطلب نسبتا بلندی نوشته بودم،این طوری شد.)

حالا امروز نتونستم روزه بگیرم. یعنی دلیل اصلی روزه خوردن امروزم، وبلاگ نویسی بوده؛ البته من نمی دونستم این جوری میشه و گرنه اینقدر به خودم فشار نمی آوردم.
دیشب اینقدر داشتم می مُردم که از وبلاگ نویسی، مخصوصا نوشتن خاطرات هیجان آور توبه کردم. ولی بعد از سحر که یه کمی بهتر شدم، توبه ام رو نسبتا شکستم و تصمیم گرفتم که وبلاگمو با کنترل هیجانات بنویسم!


پ.ن:

اگه نرم مکه خودم و شما رو می کشم، چون حالا که وارد خاطرات حرمین شدم، دلم هزار برابر هوای کوی یار (ص) رو کرده و خاطراتم خیلی زنده شدند، اینقدر که، زنده شدن این خاطرات، باعث مرگ روزه امروزم شد! تازه من درد دیروزم  رو نادیده می گیرم، که نه می تونستم بشینم نه می تونستم بخوابم و نه بایستم و دم افطار فقط گریه می کردم و مهمتر ازهمه  اینکه نمی تونستم چیزی بخورم!


خدایا! به خاطر بد نشستن ها ، کم خوابی ها و هیجان زدگی های هنگام وبلاگ نویسی قسمتم کن که دوباره به پابوس حضرت مهربان (ص) برم!
خدایا! لااقل به خاطر معده درد دیشب، بذار به زودی های زود، برم شهر محمد (ص) و ایشون رو ببینم!
خدایا! از زیارت دوست (ص) ناامیدم نکن!
خدایا! منت های منو به دل نگیر.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 11:10 توسط تسنیم |
پروازی به سمت شهر عشق

سلام، تا اونجایی گفتم که سوار هواپیما شدیم.

هواپیما با نیم ساعت تاخیر پرواز کرد. وقتی هواپیما می خواست از روی زمین بلند شه، یه نفر گفت: بر محمد و آل محمد صلوات. همه هم ( با ترس فراوونی که در دلشون وجود داشت ) بلند صلوات فرستادند: الّلهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم [می شد ترس رو از نوع صلوات فرستادن افراد فهمید{اوج گرفتن واقعا ترس داره}]. در ابتدای حرکت، یه مهماندار از پشت بلندگو آموزش ها و توضیحات لازم رو به زبان عربی و انگلیسی گفت (فکر می کنم کمتر کسی حرفاشو متوجه شد)؛ یه مهماندار هم پانتومیمش رو اجرا کرد!

لباس مهماندارهای زن سعودی، با لباس مهمانداران زن ایرانی از لحاظ طرز پوشش متفاوته. زنان ایرانی، مانتوهای بلند دارند و علاوه بر کلاه، مقنعه هم سرشون می کنند ولی سعودی ها فقط کلاه داشتند (فقط یه نفرشون زیر کلاه یه چیزی هم سرش بود)، مانتوهاشون هم یا مینی ژوب با شلوار بود یا مانتوی کمی بلندتر (تا زانو) با جوراب مشکی نازک؛ آستین های مانتوشون هم سه ربع بود!

من کنار یه خانوم میانسال مانتویی نشسته بودم. به من گفت: هواپیما خیلی تکون می خوره، هوا داخل هم خیلی خرابه، مهماندارها هم زیاد از اتاقشون بیرون نمی آن و غذا رو نمی آورند، انگار تو پرواز مشکلی پیش اومده که مهماندارها دارن در موردش بحث می کنند؛ تاخیر پرواز هم احتمالا به علت نقص فنی بوده. و ادامه داد: من 20 سال پیش سوار یه هواپیمای کوچیک تو قشم شدم، اینقدر تکون نمی خورد، نکنه سقوط کنیم! من 2 تا جوون گذاشتم و اومدم، نکنه بمیریم! چرا اومدم؟

چون ظاهرا آدم تازه به دوران رسیده ای نبود، به حرفاش فکر کردم. حواسمو که جمع کردم، دیدم زیاد بیراه نمی گه. با اون شرایط ، سقوط منطقی بود! فوق العاده سردم بود، موهام هنوز خیس آب بود (چون بعد ز غسل زیارت فقط یه کمی آب موهامو گرفته بودم)! به سختی نفس می کشیدم، دچار استرس شده بودم: یکی استرس سقوط، دوم استرس یخ زدگی و سوم استرس سرما خوردگی! استرس سومیه خیلی بیشتر بود، چون سرزنش مادرم رو هم، به دنبال داشت! اون موقع اونچنان از مرگ نترسیدم. در مورد سقوط با خودم گفتم: یعنی قراره بمیریم؟ بعدش فکر کردم اگه بمیریم بَدَک هم نیست، چون من تقریبا از همه حلالیت طلبیدم؛ به خاطر همین نسبت به قبل حق الناس کمتری بر گردنمه. تازه تو قرآن اومده:

و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله

و هر کس از خانه اش خارج شود در حالیکه در حال هجرت به سوی خدا و رسولش باشد، سپس مرگ او را دریابد، قطعا پاداش او بر خداست
.

با خودم (و خدا) گفتم: آره بمیرم بهتره، چون الآن اجر مردنم هم به دوش توه، خدا! ولی نه خدا من برم رسول خدا (ص) رو زیارت کنم، بعدش بمیرم؛ خدا! نکنه پیامبر (ص) رو ندیده بمیرم! خدا! پس من برم مدینه بعدش بمیرم، به مکه هم نرسیدم، اشکالی نداره؛ فقط مدینه رو ببینم کافیه. نه، خدا! حالا که من دارم این همه راه می رم بذار مکه هم برم و اعمال عمره رو هم به جا بیارم و دیگه وقتی حاج خانوم شدم بمیرم. آره خدا! تصویب شد: بعد از مکه بمیرم.

تو این تصورات بودم که متوجه شدم - خدا رو شکر - هوای تو هواپیما کمی تعدیل شده و نفس کشیدن راحت تر؛ (ولی هنوز سردم بود)، مهماندارها هم غذا رو آوردند. فکر می کنم جوجه کباب بود. طبق معمول ِ غذاهای گرم هواپیما، بدمزه بود؛ برنجشو که دیگه نگو. اصلا میلم نمی شدم، مامانم گفت: غذاتو بخور! گفتم: نمی تونم. اینجا بود که علاوه بر ناهار، شام هم نخوردم. حالا استرسم مضاعف شده بود چون علاوه بر استرس سرما خوردن، استرس معده درد هم پیدا کرده بودم.
بعد از غذا چای آوردند. یه نفر گفت: لطفا به من قهوه بدید. یه عده ی دیگه هم گفتند: ما هم قهوه می خوایم. بیچاره مهماندارها حسابی گیر افتاده بودند. اول به چند نفر قهوه دادند ولی وقتی دیدند اکثرا قهوه می خواهند، رفتند توی اتاقشون، فکر کنم قهوه کم داشتند (قهوه کم دم کرده بودند!).  اینطوری شد که دیگه حتی چای هم ندادند! بعد از 10 دقیقه دوباره اومدند و به همه چای دادند. خیلی صحنه زشتی بود. ای کاش حداقل فکر می کردیم وقتی سوار هواپیمای غیر ایرانی هستیم کمی بیشتر رعایت کنیم، ای کاش مثل ... نبودیم و ظرفیت داشتیم!!!
بعد از چای، اکثرا خوابیدند، من هم خوابیدم...

آموزه ها

1)    صلوات بر محمد و آل محمد (ص) در هنگام ترس موجب آرامش دل می شود.

2)    آیت الله صافی گلپایگانی (دامت برکاته)، در مورد ترس در هواپیما یه مطلب زیبا گفته اند. سفرنامه حج ایشون رو در قسمت پیوند های روزانه لینک کردم. خوندنش خالی از لطف نیست.

3)    استرس های خودمون رو به دیگران منتقل نکنیم.

4)    حفظ حیثت ایرانی و شیعه، مهمتر از چای و قهوه است!


پ.ن:

1.     نمی دونم چرا اوج گرفتن به سمت آسمون ترس داره ولی رفتن پیش خدا با کوله بار گناه ترس نداره؟!؟!

2.     شاید چون 5 ماه قبل از ما هواپیمای خبرنگارا سقوط کرده بود (هواپیمایC130 )، این تلقیین وجود داشت که هواپیمای ما هم ممکنه سقوط کنه.

3.     استرس یخ زدگی هم از اونجا نشات می گرفت که چند وقت قبلش شنیده بودم، یه هواپیمایی تو خارج، دستگاه تهویه اش خراب می شه و دمای داخل به 50- درجه می رسه، که همه یخ می زنند و به علت یخ زدگی خلبان، هواپیما سقوط میکنه (قبل از سقوط همه به علت یخ زدگی مرده بودند!)

4.     خدایا! از اینکه تو ذهنم برات تعیین تکلیف کردم، منو ببخش.البته تو به من کاری نداری، هر چی بخوای، همون می شه: انما قوله اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون.

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 23:23 توسط تسنیم |
آخرین ساعات در ایران (7) _ در مسیر هواپیما

کم کم آماده رفتن شدیم و در صفی ایستادیم که باید گذرنامه و کارت پروازمون رو نشون می دادیم. بعدش از یه مسیر سراشیبی اومدیم پایین.{ یادش بخیر، اون روزها پای پدرم اون چنان درد نمی کرد}. بعد سوار اتوبوس شدیم و سپس وارد هواپیما. خانم ض - که پا درد داشت - می خواست از بالا بر استفاده کنه، ولی مهماندارها نمی فهمیدند چی می خواد {(چون همونطور که قبلا گفتم هواپیمامون سعودی بود.) ، [من هم هنوز اون چنان تو صحبت کردن راه نیفتاده بودم]} بالاخره با هر زوری بود خانم ض و مامانم با پله برقی اومدند. هواپیما با نیم ساعت تاخیر پرواز کرد.

 

آموزه ها

از خوبی های هواپیمای ایرانی، اینه که هم می فهمی مهماندارها چی می گن و هم اونها می فهمند که شما چی می گید!


پ.ن:

1.     - اگه ریا نباشه -  بنده، یه نموره عربی بلدم وخدا رو شکر در صحبت کردن هم کمی تبحر دارم. من اون موقع دو تا مشکل داشتم که نمی تونستم خوب صحبت کنم: یکی مدت زمان طولانی بود که عربی نخونده و صحبت نکرده بودم و دوم عدم تمرکز که به خاطر فشارها روانی بوجود اومده بر اثر این سفر بود. به خاطر این دو علت بود که در عین بلد بودن قواعد، کلمات رو زیاد یادم نمی اومد. ولی من با کمک خدا تونستم نسبتا به این دو مشکل فائق بیام - تا اونجایی که اواخر بلبل شده بودم! -. از همون ابتدای سفر سعی کردم به حرف زدن با عربی ِ دست و پا شکسته. البته این نکته رو هم باید اضافه کنم که به برکت قرآن کریم، چون تجوید بلد بودم، از لحاظ گفتن و شنیدن مشکل نداشتم و فقط از لحاظ یاد آوری کم می آوردم.

 

2.     در چک کردن گذرنامه ها، پلیس های خانم مسئول خانوم ها بود و پلیس های مرد مسئول آقایان. پلیس زن هم خوب چیزیه ها! چون وقتی می خواستند بفهمند گذرنامه مال خودمه، یه خانوم تو صورتم زومzoom) ) شد، {این موضوعیه که در فرودگاه مدینه وجود نداشت چون همه قیافه ها رو مرد چک می کرد؛ انشاءالله در پست های بعدی در این مورد بیشترمی نویسم}.

 

3.     وقتی در خطوط هوایی داخلی، سوار اتوبوس می شی، که به هواپیما برسوندت، متاسفانه بعضا مشاهده میشه که خانوم ها و آقایون بدون توجه به محرم نامحرمی، کنار هم می ایستند و با توجه به سرعت بالای اتوبوس، توی اون مسیر بدون ترافیک(!)، با هم برخورد می کنند که حتی ککشون هم نمی گزه{حتی رعایت ما چادری ها رو هم نمی کنند}،(متاسفانه در خیلی از مکان ها اینطوری شده) ولی نکته جالب اینه که وقتی ما برای هواپیمای مکه، سوار اتوبوس شده بودیم، دیدم زائرای حرم عشق، این موضوع رو رعایت می کنند، و همچنین صندلی ها رو به افراد مسن تر می دهند که در خطوط داخلی کمتر دیده بودم!

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 17:8 توسط تسنیم |
آخرین ساعات در ایران (6) _ همراهان در فرودگاه

فکر کنم 3 تا ماشین بودیم که به فرودگاه رفتیم.چون نسبتا دیر شده بود، نتونستیم خیلی پیش همراهانمون بمونیم. همه شون به ما سه نفر نگاه می کردند و ما به اونها. اونقدر که اونا به من نگاه می کردم، توجهم مبذول آنها نبود (همون حکایت پیاده و سواره). درسته اون موقع نگاه هاشون رو درک نکردم، ولی بعدا که به مدینه مشرف شدم، تمام نگاه ها و لبخند های آخرشون رو - که  مثل یه فیلم توی ذهنم ثبت و ضبط شده بود و هنوز هم هست - یادم اومد و براشون دعا کردم. لحظه آخر وقتی باهاشون خداحافظی کردم، به هر نفر (از جمله محرم و نامحرم) یه نگاه بسته و مخصوص کردم. {اون لحظه جوّی بود که اصلا محرم و نامحرم مطرح نبود!}احساس کردم که نمیتونم تمام نگاه هاشون رو جواب بدم، مثل یه رییس جمهور شده بودم که یه ملت داره به اون نگاه می کنه ولی اون فقط یه نگاه داره که نثار اونا کنه. در لحظات آخر که با برادرم با یه ارتباط چشمی محبت آمیز(!) کردم. با خودم گفتم: خوب شد این نگاه رو  بهش کردم و گرنه فکر می کرد تحویلش نگرفتم؛ هنوز برام قابل هضم نبود که کم کم باید با همه خداحافظی کنم! وقتی می خواستیم بریم سالن انتظار، به خواهرم گفتم: یادت نره برام آش درست کنی! مامانم گفت: نه نمی خواد. گفتم: نه، درست کن! و وقتی از پله ها بالا می رفتیم، سرم رو برگردوندم تا اونها رو از پشت شیشه ببینم. آخرین نگاهم رو به اونا کردم و شادی که از رفتن ما در نگاهشون موج می زد رو مشاهده کردم و به خودم قول دادم که برای همشون که زحمت کشیدند و اومدند فرودگاه، در مدینه منوره دعا کنم.

 

 

وقتی رفتیم طبقه بالا، روحانی کاروانمون رو دیدم؛ با خودم گفتم: خدا رو شکر که بهشون ویزا دادند. چون معاون کاروان چند روز قبلش گفته بود: روحانی کاروان هنوز ویزا نداره!در سالن، خانم ض و مادرم قرآناشون رو درآورد که بخونند و من هم رفتم سر تلفن، که به دوستان عزیزی که بهشون قول داده بودم روز آخر بهشون زنگ بزنم، زنگ بزنم. اولش تلفن ها خلوت بود ولی وقتی مردم فهمیدند تلفن رایگانه، دور تلفن ها رو شلوغ کردند!


پ.ن:

1.     خواهرم و زنداییم برام آش پشت پا پختند؛ با خودشون گفته بود: حالا که دفعه اولشه می ره، یه کم براش آش بذاریم.{خواهر و زندایی عزیز! دستتون درد نکنه، ایشالله آش پشت پای شما!}

2.     وقتی ما می رفتیم همه خوشحال بودند و می خندیدند، بجز بچه خواهرم که یه پسر توپولیه؛ گریه اش گرفته بود ولی رویش نمی شد گریه کنه. من پشت لبخندهاش، بغضش رو دیدم.

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 22:8 توسط تسنیم |
آخرین ساعات در ایران (5) _ منقلب کننده ترین صحنه

سلام! حلول ماه رمضان بر شما عاشقان قرآن مبارک؛ انشاءالله همه مون توفیق بهره برداری مناسب از این ماه مبارک رو داشته باشیم.

منقلب کننده ترین صحنه ای که قبل از تشرف دیدم، مربوط بود به قبل ازرفتن به فرودگاه وقتی که دیدم: دایی تنها در اتاق نشسته بود و پاهاشو قلاب کرده بود. دایی یک سال قبل از ما، مشرف شده بود - که من کفش هاشو پوشیده بودم. - وقتی از کنار دایی رد شدم، احساس کردم که یه غم بزرگ تو دل داییه (چون آدم تا یکی دو سال بعد از اولین بار مشرف شدنش، خیلی دلش اونجاست) و رفتن ما دلشو بیشتر هوایی می کنه؛ برای اینکه دایی زیاد غصه نخوره گفتم: دایی! تو مسجد الحرام براتون نماز بخونم؟ دایی از فکر دراومد و بعد از مدتی مکث گفت: اگه خواستی نماز بخونی، در مسجد نبوی صلی الله علیه و آله و سلم نماز بخوون. گفتم: ان شاءالله.

الآن هرکی می خواد بره مکه (مخصوصا برای بار اول)، دوست دارم مثل دایی پاهامو قلاب کنم  و غصه بخورم ولی هیچ کس نیست منو از غصه در بیاره؛ خدا! آخه این این چه روزگاریه ؟؟؟

خدا! به حق ماه مبارک رمضان:

الٌلهم ارزقنی حجٌ بيتک الحرام

فی عامی هذا و فی کل عام

و ارزقنی زيارة قبر نبيّک محمدٍ

 صلی الله عليه و آله

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 13:38 توسط تسنیم |
آخرین ساعات در ایران (4) _ در مسیر فرودگاه

از مسیر میدان قزوین و میدان بریانک  به سمت فرودگاه رفتیم؛ بیشتر موقع ها که بخوایم سمت آزادی، کرج و فرودگاه و... بریم، پدر از اون مسیر میرند، تاخاطرات مامان براش زنده بشه (چون مامانم بچه هفت چناره). حالا که از اونمسیر به سمت سرزمین عشق رفتیم، علاوه بر مامانم که اونجا رو دوست داره،منم اون مسیر رو خیلی دوست دارم. تو راه، ازامامزاده معصوم (ع) رد شدیم،پدربزرگم  اونجا خاکه، پشت حرم امامزاده  معصوم، در کنار یه استخر! حدود50 سال پیش فوت کرده. تو ماشین برای آقا بزرگ  فاتحه خوندیم؛ و من تو دلماز این پدربزرگ ِ ندیده خداحافظی کردم و حلالیت گرفتم. توی راه رفتیم یه جا مسجد تا نماز مغرب و عشا بخونیم مسجد  جامع حجت (عج) یکی دیگه ازمساجد معشوق من تو تهران همین مسجده. چون بعد از نمازی که تو این مسجدخوندم، نماز بعدیم  رو تو مدینه خوندم. یادش  بخیر! مسجد نسبتا ً شلوغی بود. وقتی قنوت نمازعشا رو می گفتم، با خودم فکرکردم که این آخرین قنوتیه که تادو هفته دیگه می خونم؛ و وقتی  نماز تموم  شد و یه نفر دعا خوند،  گفتم: اینآخرین دعایی که بعد از نماز می شنوم! بعد از اتمام  نماز به سرعت از مسجدخارج شدیم، چون کمی دیر شده بود. وقتی وارد فرودگاه شدیم، آقای محمودی - مدیر کاروان - گفت:  آقای  فلانی! چقدر دیر کردید؟  بعدش هم  گذرنامه وکارتامون رو داد.

 

آموزه ها:

قبل از سفر حتما ً حضورا ً  به دست بوسی  ِ اموات برویم و بعد از حلالیت طلبیدن خداحافظی به اون ها قول بدهیم که در اون دو شهر مقدس برای اونها طلب آمرزش (استغفار) کنیم.

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 7:21 توسط تسنیم |
آخرین ساعات در ایران (3) _ خداحافظی دلتنگان

فکرمی کنم هرچی به ساعت پرواز نزدیکترمی شدم، بیشتر نفهم می شدم؛چند ساعت قبل از پرواز، فاطمه،همکلاسی دبیرستانم،اومد خونه مون؛ گریه کرد و بهم التماس دعا گفت که: دعا کنم این سفرمعنوی، قسمت اونم بشه. الآن با خودم فکرمی کنم چرا وقتی فاطمه گریه کرد، اونچنان باهاش ابرازاحساسات نکردم ؟ (سواره کی از پیاده خبر داره؟)
بعدش هم، ز جون اومد خونه مون؛ اومد بالا، تو اتاق من. من با خیال راحت داشتم با کامپیوتریه تواشیح نبوی(ص) رو گوش می کردم وآخرین ور رفتن ها رو، به اتاقم میرفتم !  ز گفت:  تو  اصلا  عین خیالت  نیست ها !  عکس های کامپیوترمو نشونش  دادم  و گفتم:  ز!  من  تا  چند  ساعت دیگه می خوام برم اینجاها! [دل ز هم  خیلی  هوایی  بود، چون  تیر  ماه می خواست بره عمره دانشجویی؛ اومده بود به من سربزنه، حال وهوای منو ببینه؛ به بیان بهتر اومده بود حال وهوای خودش رو موقع رفتن، در من پیدا  کنه.] کمتر از یه  ساعت خونمون بود. مامانم کم کم صِدام کرد که : بیا حاضر شو، می خوایم  بریم؛ دیر می شه ها * ! زهم آخرین ابراز احساساتشو کرد و رفت. من هم رفتم پایین و حاضر شدم  بسوی  رفتن...

چند وقت بعد ، بعد از اینکه من  و  ز از مکه برگشتیم، با  ز درمورد احساس بعضیا، قبل ازتشرف صحبت کردم، درمورد اینکه  بعضی ها عجب دل لطیفی دارند! من مادامی که  به حرمین  شریفین  مشرف نشده بودم ، نمی دونستم چه خبره ؟ ولی  یه آدمایی مثل فاطمه  با اینکه حتی برای مکه اسم نداشتند، دلشون خیلی هواییه اونجا بود.ز هم همه این حرفا رو تصدیق کرد.{ز یکی از دوستامه که فکر کنم دوست نداشته بشه اسمشو تو وبلاگم بیارم}


پ.ن:

خدایا دل منو بیشتر ببَر!

و دلم رو از خیال خودت پر کن، نه با خیال دیگری و نه با بی خیالی!


*واستمع یوم یناد المناد من مکان قریب

گوش بدار آن روز که ندادهنده از مکانی نزدیک ندادهد!

+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 13:39 توسط تسنیم |
آخرین ساعات در ایران (2) _ غسل زیارت در وطن

سلام، دیروز پست نذاشتم؛ آخه دیروز خیلی کار داشتیم : هم به مناسبت ماه مبارک، کمی خونه تکونی داشتیم و هم شب حاجی خورون (ولیمه حاجی) بودیم. خدا رو شکر موسیقی نذاشتند؛ متاسفانه شنیدم بعضی از حجاج، مراسم ولیمه رو با عروسی اشتباه می گیرند! و چه بد که آدم از همون فردای اومدنش، حجّشو کم رنگ و یا حتی خراب کنه. با خودم گفتم: نکنه این ها که تالار گرفتن، قصد بزن بکوب دارن؟ پس خوبه نریم (چون مکه ی خراب ما، خرابتر میشه) ولی خدا رو صد هزار مرتبه شکر، یه مداح دعوت کرده بودند؛ خیلی شعار شادی می خوند، مثل:
بی وفا نگار من می کند به کار من/خنده های زیر لب - جانم - عشوه های پنهانی
ولی آخرش زد تو نغمه ی محزون که نزدیک بود اشکمو در بیاره: آی مدینه...

چند روز قبل از رفتنِمون، یاد این افتادم که همیشه که می ریم مشهد، وقتی زیارت نامه رو باز می کنم، می بینم نوشته: وقتی در وطن خود غسل می کنی، این دعا را بخوان. بعد همیشه با خودم قرار میذاشتم که یادم باشه دفعه بعدی که می خوام بیام مشهد، از تهران غسل کنم و این دعا رو بخونم (که هر دفعه هم فراموش می کردم). با خودم گفتم: حالا که قسمت شده بریم زیارت نبیّ (ص)، یادم باشه همون روز پرواز، غسل زیارت انجام بدم. بعد از ناهار ِ (نخورده) به مادرم گفتم: می خوام برم حموم، غسل زیارت کنم؟ مامانم گفت: لازم نکرده، سرما می خوری. اون موقع هَمَش تو مدینه مریضی. گفتم: نه، ایشالله مریض نمیشم. و حمام رفتم. بعد از حمام، مامانم گفت: بیا موهاتو خشک کنم (سشوار بکشم) گفتم: ولش کن؛ خودش خشک میشه! مامانم گفت: سرما می خوری ها! گفتم: ایشاالله نمی خورم.

 

آموزه ها:

1)    سعی کنیم قبل از هر زیارت، غسل مستحبی زیارت انجام بدیم.

2)    اگر قبل از سفر حمام رفتیم، حتما موها و بدنمون رو خشک کنیم، مخصوصا اگه اون سفر عمره باشه؛ (ان شاءالله بعدا می گم که در اثر این مو خشک نکردن چه اتفاقی برام افتاد، البته سرما نخوردم ها!)

3)    نیت غسل مون به تعداد بزرگوارانی باشه که در اون شهر هستند، نه تعدادی که زیارت می کنیم، چون متاسفانه شیطان از یاد من برد که در هنگام ِ غسل، نام ائمه بقیع و حضرت فاطمه (علیهم السلام) رو هم ببرم!

+ نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 19:41 توسط تسنیم |
آخرین ساعات در ایران (1) - آخرین حلالیت ها

سلام، امروز می خوام خاطرات روز پروازمون رو بگم.

روز سه شنبه 12/2/1385

صبح، رفتم دو نفر دیگه که باقی مونده بودند رو ببینم. یکی از معلم هام و

سادات خانم. شب قبلش به معلممون زنگ زدم و گفتم: فکر می کنید برای

چی بهتون زنگ زدم؟ (یعنی می خواستم ایشون بگه برای روز معلم و من

 هم شیطونی کنم، بگم: نه برای خداحافظی زنگ زدم!) گفت: نمی دونم.

منم سعی کردم زیاد سر کارش نذارم و ماجرا رو گفتم؛ و گفتم: فردا می آم

ببینمتون. البته اساسا قصد داشتم که ایشون رو روز آخر ببینم! وقتی به

دیدنشون رفتم، بعد از تبریک روز معلم (!)، حلالیت طلبیدم مخصوصا از

 حرف هایی که پشت سرش گفته بودم. ایشون هم گفت: به شرطی حلالت

می کنم که دیگه غیبت نکنی! (البته من بعد از مکه باز غیبتشون رو کردم!).

 بعد از خداحافظی رفتم مسجد کتابخونه تا  سادات برای آخرین بار سادات

 خانوم رو پیدا کنم ولی ایشون باز هم نبود.

وقتی برگشتم، زنداییم اینا اومده بودند خونه مون. اون موقع پدر جان از

 من یک عهد شفاهی گرفتند به این مضمون:

1)    مهر با خودت نمی آری، چون اون موقع می اندازنش سطل آشغال.

2)    از جلوی کسیکه نمازمی خونه رد نمی شی،چون مشت ولگد نثارت می کنند.

3)    متاسفانه اینو یادم رفته ولی فکر کنم این هم در مورد نماز بود.

 من رفتم تو اتاقم تا آخرین کارهامم بکنم. وقت زیادی تا ناهارنبود، با خودم گفتم

 برای ناهار صدام می کنند؛ ولی منو صدا نکردند. چون ظاهرا چند تا مهمون ـ

ناخونده هم داشتیم. و این ناهار نخوردن شروعی بود برای وعده های غذایی که

 تو مکه و مدینه از گلوم نمی رفت پایین. وقتی رفتم تو آشپزخونه دیدم ازغذا

 خبری نیست که نیست. یادش بخیر غذا مرغ بود که فکر کنم رُبش هم کم بود.

 

نکته ها

1.     از همه حلالت بطلبیم.

2.     وقتی حلالیت طلبیدیم، به گناه برگشت نکنیم.

3.     نکته های پدرم خیلی عالی اند؛ به گوش بسپاریم.

4.     دعوت نشده خونه حاجی ِ بعد از این، تلپ نشیم، چون اون موقع حاجیه

       خانوم گرسنه مشرّف میشه!


پ.ن:

حاضرم چند روز ناهار نخورم، ولی باز مشرف بشم!

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 9:24 توسط تسنیم |
ای حضرت بشیر (ص)، که جانم فدای تو ....

بسمه تعالی

 

دعا کرد مرا

 

و گفت :‌ حاجت روا باشي!

 

حاجت من رواست؛

 

اين منم که ناروايم

 

دعا کن مرا که همه حاجت شوم

 

و سوگند به او که حاجت من رواست!

 

با این مقدمه باید فهمیده باشید که از امتحانم سر بلند بیرون نیومدم؛

اصلا حوصله هیچ کس و هیچ چیزو ندارم.

موبایلمو سایلنت کردم، تلفن اتاقم هم کم و بیش قطعه.

دلم می خواد تنهای تنها باشم.

از 3 شهریور متنفرم،چون 2ساله که دقیقا دراین روز خرد می شم ومی شکنم.

تک دلیلی هم که باعث شد سر وبلاگم بیام این بود که:

صاحب وبلاگم (ص) رو خیلی دوست دارم:

 

ای حضرت بشیر(ص)

که جانم فدای تو،

با عشق به تو

 این وبلاگ رو شروع کردم،

و با عشق به تو ادامه می دهم،

و با عشق تو آن را به سر انجام خواهم رسانید،

انشاءالله.

و در این راه

 امید به کمک تو دارم؛

پس ای جان به قربانت!

 مرا فرو مگذار،

و رهایم مکن.

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 20:37 توسط تسنیم |
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران example: